ما چسب زخمای قدیمی

ما چسب زخمای قدیمی

یادت بمونه جشنِ مرگه،،دستی که سینی رو گرفته
چشمش به رگ های گلوته،،،لیوانِ آبی بر نداری……
آروم بشین تا نوبتت شه،،،از هر طرف رفتم حصاره
جایی واسه رفتن نداره،،،،این گلّه یِ از هم فراری…..

مهمونیِ گرگایِ پیره،،،،باید برقصی تا نترسی
شاید‌بخان تا آخرِ شب،،،گرمش کنی این جشن شام و
شاید سرت رو گردنت موند،،،شاید بشه شاهد بمونی
تا نسل بعدی هم بدونن…زیر و بمِ این قتل عام و……

یادت بمونه،بره بودن،،،،از جبرِ اما بره موندن
یک انتخابِ احمقانه ست….از این حماقت ضربه خوردیم
باید نقاب گرگ و برداشت،باید لباس گرگ و پوشید
باید به نسل بعدمون گفت….چی شد که بازی رو نبردیم….

زخمِ صداقت ریشه داره،تو استخونایِ گلومون
تو معدن بغضای خاموش،الماس لای سنگ و چوبیم
هر جا صدامونم دراومد،فریادمون و پس گرفتیم
چون بیشرف ها نسخه دادن،ساکت بشیم و پا نکوبیم….

ما چسب زخمای قدیمی،تو جعبه های روی دیوار
برچسبِ رو پیشونیِ هم،تو‌ بطنِ جنگای بزرگیم
ما خوابِ بد هنگامِ مستی،تو‌ دامنِ آتیشِ خاموش
ما طعمه هایِ ساده لوحِ،رو سفره های شام گرگیم…..

https://www.academytaraneh.com/120323کپی شد!
109
۸
۲

  • وحیدی(سورمه) سلام هم ترانه ی عزیز ترانه‌ات خیلی تلخ، تصویری و تاثیرگذاره؛ مخصوصاً فضای “جشن مرگ” و نماد گرگ‌ها خیلی خوب نشسته. من هم یه ترانه با حال‌وهوای مشابه به اسم “تبعید” دارم که خوشحال می‌شم اگه یه نگاهی بندازی و نظرت رو بهم بگی. خیلی دوست دارم از دیدت ترانه‌ی منم بشنوم.
    • رسول آدینه سلام جناب وحیدی عزیز وخوب ممنونم بابت لطفت و زمانی که گذاشتی بروی چشم حتماً البته همون روز اول کارتون و خوندم فقط مترصد زمانی بودم که فرصت نظری همراه با دقت بشه حتماً با افتخار اینکارو میکنم
      • وحیدی(سورمه) سلام مجدد خدمت جناب آقای آدینه بنده خانم هستم
    • رسول آدینه شرمنده من یه دوستی دارم وحیدِ سورمه کلا اسم وفامیلتون از همون اول برام جالب بود موقع تایپ نمیدونم پس زمینه یِ ایشون باعث شد اشتباه کنم البته قابلیت ویرایشم نداره اینجا یعنی هر اشتباهی میره تو دسته یِ اسناد و دلایل ثبت شده در تاریخ :)
  • AdeleMahalati درود جناب ادینه بسیار زیبا سرودید .قلمتون مانا
  • آزاده ربانی درود در مهمونی گرگها باید رقصید تا نترسید! بسیار عالی لایک