گمت کردم

کجایی که هر ساعت و ثانیه

کجایی که هر ساعت و ثانیه تو هر لحظه ای آرزو می کنم

گمت کردم
کجایی که هر ساعت و ثانیه
تو هر لحظه ای آرزو می کنم
کجایی که در شعرهایم تو را
برای خودم جستجو می کنم

اگر لحظه ای پشت این پنجره
واسه من تو چشماتو تر می کنی
ولی من واسه درد این غصه ها
همه قصه های تو سر می کنم

اگر از همه واژه ها رد بشی
دوباره تو را من صدا می کنم
اگر خواستی تا رهایم کنی
ببین با خودم من چه ها می کنم

مث خنده ی تلخ پشت نقاب
مث گریه ی بی ثمر روی پل
مث واژه در ابتدای سکوت
مث قطره ی اشک بر روی گل

کجایی عزیزم گمت کرده ام
میان همه خاطرات محال
یه ترسی همیشه ته قلبمه
که پیدات کنم لابه لای خیال

https://www.academytaraneh.com/116037کپی شد!
93
۵
۱

  • عباس مقدم درود جناب نظری عزیز.ترانه احساس خوبی داشت و اما..معنی این مصرع رو نفهمیدم همه قصه های تو سر میکنم.و نکته ی دیگه اینکه ترانه بین زبان معیار و محاوره گیر کرده.توی محاوره ما اگر. یا تو را یا رهایم کنی و....نمیگیم و در معیار هم از : مث یا ته قلبمه و..استفاده نمیشه اگر این دوگانگی زبانی رو توی کارات از بین ببری کارت بسیار زیباتر میشه.سبز بمانی دوست من
  • حامد تقی خواه سلام . کار خوب و زیبایی بود ، بند دوم یه باز نگری میخواد بنظرم ، موفق باشی .