شقایق

وقتی تو دشتِ شقایق، گلی از ریشه جدا شه
دلِ تنها و غریبش، قسمتِ خاکِ خدا شه

تو هجومِ باد و بارون، برگاش از شاخه جدا شه
تنِ این خسته مسافر، راهیِ راهِ خدا شه

میره آروم تو دیاری، که به جز غربت نداره
با همون قلبِ شکسته، خیلی وقته بی قراره

دلشو داده چه آسون، به دلی که خیلی سنگه
همه ریشه هاشو کندی، سفرش آخ پُرِ درده

رفتم و ساقه جدا وُ، ریشه هام؛ تو دستِ بارون
توی سرزمین خاکی، با دوتا چشایِ گریون

ریشه هام تو خاک و بارون، توی غربت؛ توی ایوون
دوباره بازم شده سبز، برگ و ساقه هام؛ تو گلدون

حالا من موندم و دشتم، با شقایق هایِ آزاد
کوله بارِ غم رو دوشم، قسمتم همیشه فریاد

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود ایمان عزیز.ممنون از کار روونت.کمی اگه چاشنیه کشف و تصویر سازیو بیشتر کنی کارات خیلی خوب تر و مانا میشن.شاد باشی دوست من @};-
    • سلام خدمت دوست عزیز و بزرگوارم. راستش من توی کامنت بالا هم گفتم که سعی خودم رو کردم که یه حس واقعی یه گل رو نشون بدم که اون گل منظورم خودم بودم البته شما ان شاالله هیچ وقت از اون گلهایی نباشید که حس کنید پرپر شدید. شاید توی تصویر کشوندم این موضوع خیلی مهارت نداشتم ولی چندین بار توی ترانم اشاره کردم به این موضوع مثل : رفتم و ساقه جداو،ریشه هام تو خاک و بارون، حالا من موندم و دشتم، با شقایق هایِ آزاد کوله بارِ غم رو دوشم، قسمتم همیشه فریاد. ولی چشم حتماً روی این موضوعاتی که فرمودید بازم بیشتر کار می کنم که پوشیده تر باشه ( البته نظرتون رو نمی دونم بهتره پوشیده تر باشه یا واضح تر). خیلی ممنونم که ایراداتم رو می گید وامیدوارم در کنار دوستان عزیزم شماها، لحظه به لحظه پیشرفتم رو ببینم و این همون سبز شدنِ شاخه هامه. از موندن و در جا زدن بیزارم دوست دارم با کمک شما به بالاها برسم. حتی بالاهایی که توش خیلی از پرنده ها بالاتر از من هستن ولی خوبیش اینه که منم بالام.
  • سلام آفرین خیلی خوب و با احساس بود ..فقط جسارتا بیت 4 سنگه و درده نمیتونن همقافیه باشن و بیت بعد (رفتم و ساقه جداو ُ ) جداو به مصراع لطمه زده و و بتونید باکمی پس و پیش کردن ترکیب بهتری بدید خیلی خوب میشه ..در کل به دلم نشست و برای ساده گوویی و استفاده از اجزای مختلف گل به زیبایی..می پسندم @};- @};-
    • سلام . خیلی سپاسگزارم از اینکه ایرادات کارم رو بهم گوشزد کردید راستش برای این کار خیلی وقتم کم بود و فرصت ویرایش نداشتم . خودم 3 تا از ایرادات کارمو می دونم که یکیشون هم قافیه نبودن سنگه و درده بود . ولی باور بفرمایید هرکاری کردم که درستش کنم ریتمش بهم می خورد و می ترسیدم حسش از بین بزه آخه ترانه گفتن من خیلی با حس خودم اجینه. یعنی خودم همون گلِ بودم که از یه دشت بزرگ به یه گلدون رسیدم . این یه تشبیه ساده نبود . من از دزفول شهر خودم با همه ی گلهای شقایقش و دوستای عزیزم، مثل یه گل کنده شدم یعنی یه نفر این کارو کرد که البته اونجا بود. و اومدم به تهرانی که خیلی بزرگه ولی واسه ی من مثل گلدون می مونه چون اینجا هیچ دوستی ندارم و اون شهر زیبای خودم رو که خیلی از تهران کوچیکتره رو مثل یه دشت می بینم . ولی وقتی ریشم کنده شده چاره ای جز موندن و حسرت خوردن و فریاد ندارم. نه اینکه تهران رو دوست نداشته باشم نه، حس می کنم توی گلدونم . بالاخره اینجا دوباره رشد کردم و جوونه زدم ولی حیف که همیشه حسرت شهر عزیزم رو می خورم با همه ی دوستای عزیزم. راستی یکی دیگه از ایراداتم استفاده "دوباره بازم" که هردوش به یه معنیِ ولی نتونستم اونجوری که می خوام درستش کنم .خیلی ممنونم از نظرتون و باز متشکرم و امیدوارم توی کارهای دیگم جیران کنم.
  • زیباست @};-
  • زیبا بود جناب دزفولی پسندیدم. @};-