مدیون

من یه مردِ عجیب و سیگاری

که حسابی به عشق مدیونه

تو زنی توویِ کافه با مردی

که میدونی دو روز مهمونه

 

من چشامو رو خنده هات بستم

تا که بُغضایِ لعنتی گُم شن

با صدایِ بلند خندیـــدی

تا صدات نُقلِ حرفِ مردم شن

 

کوچه هارو قدم زدم بی تو

غصه هامو یکم یکم خوردم

بعدِ تو اشتهام برگشته

یه دلِ سیر اشک و غم خوردم

 

دستِ اون تویِ دستِ نامردت

این هوا توو بهار هم سرده

چیزی از عشق تو نمی فهمی

اسمِ ماشینش عاشقت کرده

 

توو حسابی به عشق مدیونی

سر بِکِش قرص های چینی رو

خط هایِ رویِ گونه هات میگن

خط بزن عشقای قدیمی رو

 

توویِ خوابم ولی نمی خوابم

توویِ خوابی، چشات بیداره

سخته این عشق سهممون باشه

حالا که واسمون خطر داره

 

زندگی این نبوده عشقِ من

زندگی درد داشت، ویلسون* بود

با یه مغزی که پیر و فرسوده اس

عشقِ من! سخته که ادیسون بود

 

جورِمون رو کیا باید بِکِشن؟!

توو مخم هِی سوال میپرسه

جورمون رو بیا بِکِش ای عشق

ما دلامون به دستِ تو قرصه

 

زندگی دود کرد سیگارو

چون که درد و غمارو میدونه

من یه مردِ عجیب و سیگاری

که هنوزم به عشق مدیونه

 

#کامل_غلامی

*ویلسون : نام یک بیماری که موجب جمع مس در کبد، مغز، کلیه، چشم و سایر بافتها میشود

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام کامل عزیز. عالی بود کارت و پسندیدم.
  • سلام و تبریک به استعداد و قلمتون که درخور این نقد پر بها و نکاتی بود که جناب ادریس زاده ی عزیز وقت شایسته ای براش صرف کردند گفتنی ها رو گفتند هم شنیدیم هم آموختیم و اما باید بگم که از افراد واعضای با استعداد و توانای ما هستید مطمعنم ازتون کارهای بسیار عالی هم خواهیم خوند و امیدوارم که متعاقب پیشرفتهای شایسته نوبت به درخواست ترانه هاتون و اجرایی شدن اونها برسه با سپاس از شما سپاس ویژه از جناب ادریس زاده و آرزوی توفیق روزافزون و لایک
  • درود کامل عزیز. باعث افتخاره و بسیار خوشحالم سعادت داشتم کار خوبی ازتون خوندنم.در مجموع خیلی نوع نگاه و شکل روایت و نحوه تصویر پردازیتون رو پسندیدم اما با اجازت چند نکته توو نظرات شخصیم هست که اشاره میکنم : 1- بند اول ورود بدی نبود.به خصوص برای نشون دادن یه کار روایی با آوردن المان....اما عجیب (المانی نامحدود)و سیگاری کنار هم المانهای محکم و وابسته ای نیست و المانهای طرف مقابل هم رفتاری مشخص و محدود اومده (المانی محدود به زمان دو روزه)در برابر المان عمومی عجیب بودن من.....البته برای کاری که با فضای من و تو شروع میشه سعی در فاصله از کلیشه ها خوب بود...ممنون 2- بند دوم بیت اول بسیار خوب بود تصویر روایی حتی بیت دوم هم فحوای تصویر خوب بود و مکمل اما پرداخت دچار ضعف بود... با صدایِ بلند خندیـــدی تا صدات نُقلِ حرفِ مردم شن (نقل مجلس)(حرف مردم) ترکیب نقل و حرف به این شکل مشکل معنایی داره نقل حرف ...با ویرایش و استفاده از یکی از این دو مثل قابل رفعه 3-بند سوم رو بسیار دوست داشتم.شکل تصویر سازی و آشنایی زدایی در کم کم خوردن (یکم یکم)بسیار فنی و دلنشین و مدرن بود...یه پیشنهاد جسارتا من تصویر دل سیر خوردن و تو مصراع آخر با کتک خوردن یا زخم خوردن در لایه میاوردم....((زخم یا ضربه از خودت خوردی)) چون اشک و غم یجورایی حشو فحوایی هم هست و میشه قویتر بست...تو همین بند "بعد از تو" رو بعده تو آوردی که از نظر من به روونی و کیفیت و سلامت کار لطمه نزده.ممنون 4-متاسفانه این بند ضعیف نسبت به کلیت کار از چند نظر.... "دست نامردت" شاید "دست تووی نامرد" درسته که حرف "ت" به دست برمیگرده و صفت نامرد برای دست صفت دلچسبی نیست حتی در حالت انتزاعی...بیشتر نامرد به خود شخص برمیگرده که اینجا با این ضمیر اینجوری نرسونده... یدفعه تو مصراع بعدی ماجرا میره تو هوا و بهار که ارتباط افقی با مصراع اول ضعیفه.مصراع سوم جابجایی ارکان بسیار مشخص "تو از عشق چیزی نمیفهمی" به دلیل وزنی و باز هم عدم ارتباط معنایی با هردو مصراع نیم بند اول و ورود بی مقدمه "اسم ماشین" که تو فضای جنس کلمات این بند بیرونه و یهوو اومده.... دستِ اون تویِ دستِ نامردت این هوا توو بهار هم سرده چیزی از عشق تو نمی فهمی اسمِ ماشینش عاشقت کرده 5-این بند سر کشیدن قرصارو با جنس تصویر سازی مدرن دوست داشتم.اما حس میکنم شکل روایت جوری پیش میرفت که راوی باید قرص سر بکشه نه مخاطبش!!! به خصوص که تو نیم بند دوم هم مشخصه داری با مخاطب حرف میزنی.این تصویر هم تصویر بدی نیست....فقط جسارتا برای روون تر شدن ترانه چون مشکل وزنی هم پیش نمیاد "خط های" رو "خطای "بزارید و چون "ط" مشدد خونده میشه وزن هم سلامت و روون و ترانه ای تره. 6-پرداخت معنایی توو این بیت ضعیفه...وقتی ازون ور خیانت هست پس عشق دو طرفه ای نیست که مصراع آخر خطر داشتن برای هردو رو میاره... 7-با وجود تصویرسازی های مدرنی که توو کار بود اما این بند کمی روایت مدرن رو بیشتر دنبال کرد با اسم خاص بیماری و ادیسون...به خصوص تصویر مصراع آخرش که به ادیسون بودن عشقت ختم میشه....تنها نکته وزنی تو کل کار هم در مصراع اول این بند هست که یه سکته کوچیک وزنی احساس میشه.جابجایی ارکان نامناسب هم تو این بند ضربه زده در نیم بنده اول. 8-چون پیکره فحوا و تصاویر به سمت مدرن میرفت این شکل استفاده از تصاویر رو خارج از ساختار کلی این اثر میبینم.مصراع سوم این بند...جورمون رو بیا بِکِش ای عشق ما دلامون به دستِ تو قرصه که کمی هم با کل روایت(مدرن) نباید دیگه اینجوری از عشق توقع داشت(کلاسیک)... علاوه بر جابجایی ارکان نامناسب . 9-پایان بندی کار با کلیت روایت ارتباط خوبی داشت و متوسط رو به بالا بود.ضربه نبود اما جمع بندی مناسبی بود.....قافیه مدیون و میدونه هم کمی ضعیفه که من به شخصه تو ترانه با توجه به قدرت فحوا ایراد نمیدونم. در مجموع از کارای خیلی خوبی بود که جدیدا در سایت آکادمی ترانه خوندم.کمی طولانی هم بود که قابلیت حذف بند و کوتاهی رو بدون لطمه به اصل روایت داره.بسیار دوست داشتم کلیات کارو و به تو دوست عزیزم تبریک میگم بابت تفکر و قلم توانات.لذت بردم که انقدر بلند بلند فکر کردم و نظرات شخصیم رو پای کارت آوردم. امیدوارم در کنار هم به اوج برسیم و پیشرفت کنیم. یه دنیا سپاس دوست عزیز شادیات مدام
    • سلام علی خان خیلی خیلی ممنونم که این ترانه رو قابل دونستی و واسش وقت گذاشتی و خیلی چیزا بهم آموختی :) تموم نکات یادداشت شد و قطعا برای انتشار ترانه مدنظر قرار خواهد گرفت در مورد بند 5 هم دقیقا با شما هم عقیده ام و راستش اول خودم "خطَا" نوشته بودم بجای "خط ها" ولی حس کردم شاید توی خوندن مشکل ایجاد کنه که بنابر صحبت شما با مشدد خوندنِ ط مشکل وزنیش حل میشه خیلی خوشحال شدم از اینکه از نظراتتزیر این ترانه استفاده کردم و بهره مند شدم به امید موفقیت همه مون بازم تشکر :)
      • درود دوست عزیز.... من خان نیستما....ههههه بسیار خوشحالم دوستان بزرگوار با قلمهای توانا چون شما در جمعمون حضور دارن...ممنون از لطفت و شادیات مدام.