بارون عشق

من از اون روزی که موهات
تو دست باد تکون خوردن
از اون روزی که تو بارون
غمام با خنده هات مردن
از اون روز عاشقت بودم…

من از اون لحظه ی اول
که مات صورتت موندم
از اون روزی که پاکی رو
تو عمق چشم تو خوندم
از اون روز عاشقت بودم…

حالا دستات تو دستامه
کنارم هستی،تو خونم
نشستی پای احساسم
شدی عشقم دلم جونم

من اصلا فکر نمیکردم
برات روزی مهم باشم
چه خوشبختم که بعداز این
قراره تو دلت جاشم

بهم میگی که احساست
برات نو بوده و تازه
بهت میگم که چن ساله
دلم با عشق میسازه

درست از روزی که موهات
تو دست باد پریشون شد
یه بارون عشق بارید و
یه دل تو سینه مجنون شد….

از این نویسنده بیشتر بخوانید: