مترو

اگر شما هم با مترو سر و کار دارید…

از آزادی تا انقلاب
از صادقیه تا طرشت
از صبح اگه سوار بشی
تا شب میشه یه شهرُ گشت

یه کم شلوغه واگُنا
ترافیک اینجا سنگینه
یه جا بگو مگو شده
سر اینکه کی بشینه

صدای دست فروش میاد:
«باطری، جوراب، سفره و شال»
یکی میگه: «آخرشه
عالی ترین مسواک سال»

مسافر بی حوصله
دست فروش خونه به دوش
بلیط فروش تو اتاق
مأمورای جلیقه پوش

همه اسیر متروان
گم شده توی واگنا
گرفتارن زیرِ زمین
دربه درن تو راهروها

واسه به مقصد رسیدن
قطار داره جون می کَنه
دروازه دولت ایستگاهِ
تهدید من به مردنه!

از شدت شلوغیا
حرفی نمیشه پیش کشید
امید به زنده موندنه
بعد ِ فشارای شدید!

همه اسیر متروایم
گم شده توی واگنا
منُ نجات بده از
این طونل بی انتها…

۹۳۴
۱۸

درباره‌ی آنا جمشیدی

آنا جمشیدی سرودن ترانه رو از آذر 90 شروع کردم. جهت همکاری، به صفحه ی اینستاگرام بنده پیام دهید (annajamshidi)
عضویت