دریا

دریا

اسفند 97

از آن چشمان دریایی به این خانه که راهی نیست
چرا این پای بشکسته ، ی دنیا را سفر کرده؟
من آن فرهادبی تابم ، که مجنون گشت بر رویت
پی کندن دل از کویت ، ی عمری را هدر کرده
تلاش من بر این بوده که روزی همدمت باشم
ولی آه از دل سنگت ،تلاشم بی ثمر کرده
خیالم قبل آغوشت همیشه راحت و خوش بود
گمانم ناگه از این است ، بدون تو ضرر کرده
همه آرامشم بعد از تو به “هیچی” نمی ارزد
من آن آرامش محضم ، که بی پروا خطر کرده
مثل سرباز تنها مانده در جمعیت دشمن
سلاحی در بساطش نیست ، قلبش را سپر کرده
تو از حال من بی دل ، همیشه بی خبر بودی
دلم از داد تنهایی ی دنیا را خبر کرده
نبودی و غم غربت رفیق روزگارم شد
مثل سروی که از دردش رفاقت با تبر کرده
پس از تو این دل عاشق همیشه زار و تنها ماند
دگر از عشق ترسیده ، ز هر عشقی حذر کرده

۲۵۸
۱
۱

  • با درود . امیر حسام عزیز . هرچند به سبب سبک و علاقه و میل شاعری و نیز به سبب فعالیت در زمینه تولید موسیقی به پیوند ترانه با موسیقی نگاهم پی اشعار مدرن و ساختار شکن هست اما اشعارتو با نقد و بی نقد دوست دارم و لذت میبرم از ذوق شاعرانه شما هر چند به لحاظ تکنیکی و فنی بنا بر خارج بودن اثر از تعریف و هویت ترانه و داشتن اصالت کلاسیک در پاره ای ازاز مصراع ها و نیم مصرع ها نیاز به تغییر و بازنگری احساس میشه اما نمیشه و نمیتونم نگم با کلیت اثر ارتباط برقرار کردم دایره واژگان و استفاده از کلمه ها و ترکیبها پارمترهای بسیار ارزشمند شاعر و شعر در آثار شماست و تبریک میگم خدمتت و اینکه فکر میکنم اگر بنا بر امکان و نیاز و همچنین حصول نتیجه در عبور از سنت ها به سمت مدرنیته در ساخت و سرایش غزل و قصیده به سبب وجود اقناع و امکان و نیز سطح توانایی که در شما هست امکان سرایش اثاری داری امکان پیوند با موسیقی بنا به اقتضای زمان و موسیقی این دوره وجود داره برای مثال میتونم شاعر ارزشمند م.م رو مطرح کنم که براستی غزل را از نو نوشت . اما فکر میکنم شما موفق تر میتونی عمل کنید تجربم اشتباه نمیکنه . موفق باشی دوست من . روز و روزگارت زیبا…