ورق بازی
تلافی کرد بردم رو
قمار من سر چشمت
دو تا آس دستت بود
چشای مثل آتیشت
حساب کارو دستم داد
چش تو بد بلوف میزد
تو اون بازی فقط گفتم
“به این میگن یه دست بد”
همیشه تو ورق بازی
کسی میبازه بازی رو
که دیر از روی میز پا شه
یکیمون پاشه،من یا تو
ترانه همدست
داستان؛ منم همیشه
چهار پاره
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو