سنگ
زندگی رو سکوت می چرخه
شاعرا با سکوت درگیرن
شاعرا خیلی زود می فهمن
شاعرا خیلی زود می میرن
من سرم گرم عشق و شعرامه
از زمین و زمونه دلسردم
حس گرمی میون سینه م نیست
برنگرد و نخواه برگردم
من جنونم رو از دل داغم
از نگاهای سرد می گیریم
عاشقم چون که شعر می خونم
شاعرم چون که درد میگیرم
سردم و با غرور میخندم
خاطراتت رو دور می ریزیم
من یه مردم هنوز باور کن
اشکم و با غرور میریزم
من گذشتم بری،ولی بغضم
خونه ت و سرد می کنه واسه ت
من دلم عشق می کنه با درد
من سرم درد می کنه واسه ت
من یه سنگم که عاشقت بوده
عاشقت با تموم بی رحمیش
من یه بغضم که دیر میترکم
من یه شعرم که دیر می فهمیش
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی