بازی بگیر بگیر
بازی بگیر بگیر
دل تو دلم نبود نبود
روزی که پروازی شدم
اون روزی که با جوجه ها
تو کوچه همبازی شدم
پر که زدم تو آسمون
دلم تو سینه می تپید
تالاپ تولوپ تالاپ تولوپ
هر کی صداشو می شنید
آسمون پرواز من
تا بی نهایت خالی بود
تو دل جوجه کفترا
خوشحالی بود خوشحالی بود
سرامون گرم بازی بود
که اومد اون کرکس پیر
همبازی هامونو گرفت
با بازی بگیر بگیر
ترانه همدست
داستان؛ منم همیشه
چهار پاره
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو