نپرس
رفتم ؛ رفتی ؛ رفت اون روزای خوب
اومد، اومد، اومد، رسید غروب
من بیرونم از خودم ُ از تو
میخوام شروع بشم از نو از نو
میگم ، میگن ، میگی که چی شده
هیچی؛ اون آدمه قَوی شده
نپرس، نپرس ، نپرس ، فقط ببین
آدم شدم ؛ آدم ؛ فقط همین
غروب شد ؛ تا من ، شبو فهمیدم
قصّه شدم خودمو شنیدم
افتادم ؛ افتادَنَمو دیدم
پاشُدَم ؛ گریه کردم ؛ خندیدم !
رفتم ،رفتم تا به صبح رسیدم
خورشید شدم، به خودم تابیدم
رفتم رفتی رفت . اون روزای دور
هستم هستی ُ هست هرکی یه جور
دنیای ناجور ؛ ببین ؛چه جور شد
سَختیا رفت ُ رفت ُ رفت ؛ دور شد
»”””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””»
از من همه چی شروع شد آره
من با من ؛ هیچوقت کم نمیاره
واستا ؛ واستم روبروی آینه
تصویرمخوبه؟ واضحه؟ شاینه؟( shine)