تبعید

 

“تبعید”

توی شهری که سکوت از هر صدا بالاتره
حرفِ ناگفته زیاده، اما لب‌ها خاموشه
جایی که بی‌اعتنایی شده رسمِ این دیار
هر حقیقتی پنهونه، زیر صدجور سرپوشه

جایی که تفکری حتی نفس نمی‌کشه
چشما خاموش شرافت پشت پرده ها گمه
وقتی که گرگا دارن شهرو چپاول می‌کنن
کی بگه فصلِ وجینِ علفای گندمه

بین آدما یه دیواره، جنسش سربیه
هر کسی تو لاکشه، غرقِ یه بی‌پناهیه
دستِ یاری توی این شهر دیگه پیدا نمی‌شه
هر کسی درگیرِ بغضِ تلخ و درد و آهیه

اینجا هیچی سرِ جاش نیست و کسی نمی‌دونه
خونی که از دلا می‌چکه به گردن کیه؟
وقتی تبعیدیم توو شهر گرگای آدم‌نما
پیرهن یوسف چه فرقی داره به تن کیه؟

توی این شهرکه گرگا لباس آدم دارن
ما همه با یه سکوت امضای بی صدا زدیم
پشت هر پنجره یک قصه ی خاموشه هنوز
توی این بازی پوچ نهایتش همه ردیم

ترانه سرا:سورمه وحیدی
ویرایش شده در تاریخ ۴ مرداد۱۴۰۵

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/120340کپی شد!
15
۱
۱

  • آزاده ربانی درود برشما خانوم وحیدی عزیز ممنون از ترانه ی تبعید ترانه‌ای با فضای سنگین و تلخ در واقع تصویری از جامعه‌ای که در آن سکوت، بی‌اعتمادی و بی‌تفاوتی جای گفت‌وگو و همدلی را گرفته‌. استفاده از نمادهایی مثل «شهرگرگ‌هایاآدم‌نما»و«پنجره‌های خاموش» توانسته حس بیگانگی و تنهایی را به خوبی منتقل کنه.نکته‌ی قابل توجه در این اثر، تبدیل یک درد جمعی به روایت شخصی و قابل لمسه که از عهده براومدی . لایک
مطالب پیشنهادی