زخم

بالِ زخم‌ها

بعدِ رفتن، خونه چیزی کم نداشت
جز همون عکسی که مونده توی قاب
هر شب از پلکِ خیالم می‌گذری
مثلِ رویایی که می‌شینه تو خواب

خواستم از خاطرت رد شم، نشد
عطرِ تو جا موند توی این قفس
پشت دیوار سکوت پنهون شدم
باد اسمت رو صدا زد هر نفس

هر شب از نو با خودم جنگیدم و
پیله دورِ جانِ من محکم تنید
هرچی تاریکی منو محکم گرفت
نور از لایِ شکافش قد کشید

کم‌کم از اون پیله بیرون اومدم
آسمون توی نگاهم جا گرفت
زخم‌هایم بالِ پروازم شدن
صبح از پرواز من معنا گرفت

حالا من با خاطراتم راهیم
بی‌هراس از ردِ پاهای جنون
زخم‌هایم آینه‌ی دیروز شد
راهِ فردامو نمی سپارم به اون

شکرِ اون زخمی که از عشقت رسید
کم‌کم از اون زخم، بال و پر شدم
تو اگه پایانِ راهِ من شدی
من از اون آتیش، روشن‌تر شدم

ترانه سرا: سورمه وحیدی
ویرایش شده در تاریخ ۲مرداد ۱۴۰۵

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/120295کپی شد!
48
۲
۱

  • آزاده ربانی درود خانوم وحیدی عزیزخوشحالم از این که باز اینجا شمارو میبینم و اثر خوبتونو خوندم و لایک مینکم فضای خوبی داره وپسندیدم در یک بیت به نظرم که اگر به جای زخمهایم زخمها بنویسید و بجای آینه بنویسید آیینه روانتر خونده بشه و مفهومم آسیب نمیبینه بسیارم لذت بردم موفق باشید
    • وحیدی(سورمه) درود و مهر فراوان خدمت شما دوست عزیز و گرامی 🌹 از اینکه وقت گذاشتید و ترانه‌ام را خواندید و با دقت نظر دادید، بسیار سپاسگزارم. خوشحالم که فضای اثر را دوست داشتید. پیشنهادهای ارزشمندتان درباره‌ی واژه‌ها را حتماً بررسی می‌کنم؛ نگاه دقیق و شاعرانه‌ی شما برای من قابل احترام است. همین تبادل نظرهاست که باعث رشد و بهتر شدن اثر می‌شود. از لطف و همراهی شما بی‌نهایت ممنونم. پایدار و موفق باشید 🌹