بغض کردم

خطای دید یعنی اون نباشه
ولی مدام خوابش رو ببینم
ازم دوره ولی این آرزومه
فقط یه لحظه روبروش بشینم

صدام نمی رسه به گوشش اما
باهاش قد یه دنیا حرف دارم
یه جوری بغض کردم که می دونم
می تونم اشک اونو هم درارم

میدونستم یه روز می ذاره میره
می دونستم اخه احساس کردم
ولی شاید واسه اینکه بمونه
یه خورده دیر التماس کردم

با اینکه نیست وشاید برنگرده
دارم غماشو می کشم رو دوشم
برای رفع دلتنگیم تا کی
باید لباسای اونو بپوشم؟

صدام نمی رسه به گوشش اما
باهاش قد یه دنیا حرف دارم
یه جوری بغض کردم که می دونم
می تونم اشک اونو هم درارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: