دنیای من

دنیای من دنیای بی رحمه
دنیای نفرت ، عشق ُ دلشوره
دنیایی با یک ظاهر آروم
اما توو باطن سرد و بی نوره

دنیای من مثل خیابونه
باریک و تنگ ، تاریک و طولانی
شهرداری انگار تووی هر گوشش
هر لحظه داره می کنه. . . یه کار عمرانی

دنیای من مثل یه کابوسه
می خوابی و خوابش رو می بینی
وقتی که بیداری بازم ترسش
باعث می شه یک گوشه بنشینی

دنیای من مثل یه دریاچه س
اما درست مثل ارومیه
با اینکه خشکه توو خیالاتش
هر لحظه طوفان و سونامیه

دنیای من سبزه مث جنگل
اما یه جنگل ، لب به لب ویلا
این سبزی از برگ و درختا نیست
سبز تمام رنگ ویلاها

دنیای من هر چی که هست خوبه
من عاشق دنیای بی رحمم
بی اختیار هر لحظه از حرصم
به این همه صد رنگی می خندم

ترانه سرا : سمیرا اکبرزاده

پی نوشت: با سلام خدمت اساتید محترم احتمالا مشکلات وزن ، هجا ، قافیه و … را در این ترانه مشاهده خواهید کرد . اما . . . تمام این ناهمخوانی ها با دنیای من هماهنگ است.

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سميرا اكبرزاده

به هر چه می اندیشم جز تاریکی نمی بینم . اما بدان کودکم اندیشه ام را به خاطر تو صیقل می دهم و آنچه را که با قلم بر دار کاغذ رج می زنم به یادگار برایت می گذارم تا در گذر تاریخ ، نگاهت را روشن و راهت را پر از ستاره های امید نماید. آینده در دستان توست که کودک دیروز ، امروز و فردای ایرانم هستی