چام خالق وجان عاشق

ترانه پیش رو به نیت تسلی بخشی به خانواده شروشمان سروده شد وبنده بدن هیچ آشنا یی قبلی با ایشان وحتی آشنایی زیاد با ایشان در محیط آکادمی حسی را که در شنیدن مرگ یک دوست نزدیک به من منتقل شد بر زبان آوردم شاید بخشی از ترانه به خاطر اطلاعات نداشتن در باره خانواده ایشان در مورد ایشان صادق نباشد وکسی نیز به من در این باره اطلاعی نداد
هدف بیان حس قلبی من وسایر دوستان از شنیدن خبر کوچ آن عزیزبه دیار باقی وتسلیت گویی به خانواده ایشان بوده است

بر دست تو بوسه میزند مادر
بابا رخ تو دوباره می بیند
ای وای از این نظاره آخر
رفتی و دلم ز غم پریشان است
چشمان من از فراق گریان است
داغ غم تو شکسته پشتم را
ای وای از این فراق درد آور
ذکر لب او غریب من داداش
بر خاک غمت نشسته این خواهر
بر خیز ودمی به خانمان باز آی
خانه شده رنگ خاک وخاکستر
رفتی و دلم ز غم پریشان است
چشمان من از فراق گریان است
داغ غم تو شکسته پشتم را
ای وای از این فراق درد آور
مستانه به راه عاشقان رفتی
کردی لب خود زجام خالق تر
فکر دل ریش ما نکردی تو
ای وای از این ساقی وآن ساقر
رفتی و دلم ز غم پریشان است
چشمان من از فراق گریان است
داغ غم تو شکسته پشتم را
ای وای از این فراق درد آور

از این نویسنده بیشتر بخوانید: