خدا حافظ نگو

خدا حافظ نگو عطرت هنوز مابین دستامه

تو هر جایی بِری یادت کنارم هست و همرامه

میدونم عاقبت روزی دوباره سهم هم میشیم

کی گفته سرد شده حرفات ما هر دو توی آتیشیم

یه رازی بین ما مونده که چشمات اینو میفهمه

قسم خوردیم روی موندن، جدایی خیلی بیرحمه

منُ از ترسِ این رفتن، منُ از دلهُره وا کن

بیا برگرد به اون روزا، دوباره عشقُ پیدا کن

من از حالا تا برگشتت به تو یک حسُ مدیونم

خدا حافظ نگو بی تو چه خواهد شد نمیدونم

واسم یک آرزو بوده که با خنده تو برگردی

بِگی شوخی بوده رفتن، بِگی چطور باور کردی؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید: