اون روز،نزدیکه

درخت من! تو خاک خستگی ها ریشه هات گم بود
رو برگات کرم می لولید و سیبت سهم مردم بود
مگس ها نیششون از شیره ی جون تو شیرینه
تو امّا تلخ،امّا زهر،امّا قسمتت اینه
که اون مردی که با زنبیل می آد و سیب می چینه
نمی دونه که جای خالی سیبا چه سنگینه
چه غمگینه درخت سیب وقتی هیچ سیبی نیست
چه دردآور درخت سیبو از سیبش نصیبی نیست
***
به جای تو خودم این قصّه رو تا آخرش رفتم
خیالت تخت! من این آتیشو تا خاکسترش رفتم
رفیقایی که می گن پای دستای تو جون می دن
تو دستات استخون دیدن که دارن دم تکون می دن
همون بادی که هر پائیز برگاتو تکون می ده
زمستون میشه – اون روی سگش رو هم نشون می ده
همونایی که پشت عینکاشون روز تاریکه
یه روز از تیشه شون خون می چکه،اون روز نزدیکه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • علیرضای عزیز @};- با مریم عزیزم موافقم کارتون عمیق بود @};- بسیار به دلم نشست --لایک @};-
  • اون روز نزدیکه... سلام جناب قاضی مقدم ترانه تون من و به فکر واداشت... عمیق بود و حس زیبایی داشت. طعم تلخش بر دلم خوش نشست. با مهر @};-
  • ترانه ی زیبایی بود مرسی و لایک @};-
  • ترانه شما خیلی به دلم نشست دوستش داشتم بهتون تبریک میگم به نظرم موضوع شعرتون متفاوت بود لذت بردم
  • سلام جناب قاضی مقدم / این کار شما من رو به یاد قلم دوست عزیزم سهیل انداخت و چقدر اندیشه ی نزدیکی رو حس کردم بین شما / در اشعار مفهوم محور شاعر لازم هست که گاهی مسائل و تکنیک های شعری رو فدا کنه/در شعر زیبای شما فقط یک مورد این اتفاق رخ میده و اصلن نمی خوام با گفتنش از ارزش کلامت کم کنم / کارت رو پسندیدم /اندیشت رو دوست دارم در این مفاهیم کار های زیادی رو نوشتم و همیشه از خوندنشون لذت میبرم و میدونم که تو هم از خوانش همین شعرت لذت زیادی میبری/ پیشنهاد میکنم فقط یه بازبینی در این مصرع داشته باشی و اگر هم بهش دست نزنی اونقدر زیبا هست کارت که این مصرع رو از ذهن خواننده خط بزنه که اون مردی که با زنبیل می آد و سیب می چینه برات ارزوی موفقیت میکنم و امیدوارم به زودی کار هات رو در مقامی شایسته ی اون هست ببینم و از کاربران اکادمی هم درخواست میکنم وقتی چنین کار های محکمی رو میبینند بهش توجه کنن و سرسری رد نشند.. @};- افرین شاعر @};-
  • =D> =D> =D> مفاهیم فوق العاده زیبا و سنگین بودن با خوندن شعرت گفتمwoooooooooow فقط یه جاهایی وزن مشکل داشت این ترانه کار محشری بود اگر نقایصش برطرف بشه. یه ویرایش کوچیک روش انجام بده شاعر بمان
  • به کار بردن کنایه و ضرب المثل و حرف های عامیانه تو ترانه و شعر رو به شدت دوس دارم و به نظرم قدرت خالق اثر رو نمایان میکنه و از این بابت بهت تبریک میگم... =D> قافیه هات هم خوب بودن و نسبتن جدید ، من از ترکیبای (سیبی - نصیبی) و (جون - تکون) خوشم اومد. موفق باشی دوست من... @};-
  • سلام علیرضا جان...... رفیقایی که می گن پای دستای تو جون می دن تو دستات استخون دیدن که دارن دم تکون می دن عالی بود پسررررررررررر خیلی از این بیت خوشم اومد. لایک.
  • سلام دوست من از ترانه ات لذت بردم مفاهیم خوبی توش بود به نظرم جالب اومد چون موضوعش تکراری نبود موفق باشی
  • رفیقایی که می گن پای دستای تو جون می دن تو دستات استخون دیدن که دارن دم تکون می دن بسیار عالی @};- =D>