زن آزاد

قدرت یک زنو نشونش میدم

دیرکه بجنبه من تکونش میدم

دنیاشو رنگ سایه ها میکنم

دستاشو از همه جدا میکنم

نمیزارم که چپ نگاهم کنه

دوباره غرق اشتباهم کنه

نشون میدم قربونی اینبار اونه

بزار الان بخنده اون دیوونه

نوبت خندیدن مام میرسه

هر کسی راجبم ازش می پرسه

خون ترانه هامو پس میگیرم

حالشو میگیرم و بعدش میرم

هیشکی نمی تونه اسیرم کنه

بشکنه دا‌‌یما حقیرم کنه

سکوتو میشکنمو فریاد میشم

از این به بعد یه زن آزاد میشم

۹۱/۴/۳۰

از این نویسنده بیشتر بخوانید: