احساس پنهونی

گاهی وقتا که بهت فکر می کنم

از خودم بدم میاد که می بینم

نمی تونم بگم عاشقت شدم

نمی شه حرف دلم رو بزنم

 

 

همش از خدا می خوام کاری کنه

یه جوری ، بفهمی احساس منو

که بدونی ، یکی هست  عاشقته

ولی   هیچ وقت نشده  بگه اینو

 

 

اونی که  بدون تو نمی تونه

حتی یک لحظه تو دنیا بمونه

حتی این فکر که بهت نمی رسه

اونو  به حال جنون  می کشونه

 

 

می خوام اینبار دلو دریا بزنم

رنگ واقعی به رویا بزنم

بیام و بهت بگم دوست دارم

می خوام از تموم دنیا بکنم

 

 

یادمه  روزی رو که ، با اون نگات

دلمو بردی،  گذشتی از پیشم

هل شدم دستامو گم کرده بودم

ندونستم دارم عاشقت می شم



شب و روز من شده خیره شدن

به  یه  تیکه پاره عکسِ خیس خیس

هی بهش زل می زنم فکر می کنم

بازم اشکام میریزه رو خودنویس

 

 

واسه من جای سواله بدونم

که تو هم اصلا بهم  فکر می کنی

تو  می دونی  که دلم پیش توئه

ذکر خیری تو از این دل می کنی

 

 

دیگه خسته شدم از دربه دری

از نخوابیدن ، از این حال مریض

از پریشونی و بی تابی و غم

از خبرهای همش ضد و نقیض

 

 

می خوام اینبار دلو دریا بزنم

رنگ واقعی به رویا بزنم

بیام و بهت بگم دوست دارم

می خوام از تموم دنیا بکنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: