دیوار آبی

شاید درست نباشه اما میگم:
مدل این کار آرسو به سبک امیر ارجینی ه …خودتون تا تهش رو بخونید!

____________________________________________________

مثل آخرای عمر یه چراغ
که داره شکل یه سوسو میشه
روشنایی دیگه جایی نداره
دست تاریکی داره رو میشه
این اتاق مثل یه قبرستونه
تخت خوابم شکل یه قبر شده
لکه های روی سقف این اتاق
بسکه اشکامو دیده ابر شده
توی بن بست خودم درگیرم
اینروزا شبیه دیوار شدم
سرم از این همه فک(ر) دود میکشه
به همون تلخی سیگار شدم
ماهیای زندونی توی رگام
شوق این دیوار آبیو دارن
تیغو میکشم تا آزاد بشن
ردی از خون روی دیوار بزارن
دیگه این چراغو خاموش می کنم
باید این زندگیو ترک کنم
وقتشه تو خاک دنیا حل بشم
وقتشه نبودنو درک کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • درود بر شما مفهوم ترانه تون جالب ولی غمگینه @};- ...جوابتونم دادم @};-
  • نگین جون با توجه که سنت پایننه مث خودم واقعا افرین چون داری مینویسی این مهمه قدم اول رو محکم برداشتی این مهمه.اما ترانه ات خیلی خوب نبود بد هم نبود باید یکم بیشتر احساس بهش اضاف کنی.من دوست داشتم @};-
  • سلام نگين جان ترانه ي جون داري ازت خوندم اين سومين ترانه اي هست كه من لايك مي كنم! آفريييييييييين
  • کارت بسیار دوست داشتنی بود/درود @};-
  • افرین دوست خوبم... @};- @};- @};- @};- @};- میشد بیشتر ادامش بدی.. موفق باشی..
  • فکر کنم اولین کار شما رو خوندم و پر از تصویر بود و دلنشیم . خستگیم در رفت ... خسته نباشین . لایک ... @};-
  • سلام نگین جاان..عالی بود عالی... +لایک @};-
  • از تو ای شعر واقعا ممنون(سید مهدی موسوی)دوس داشتم :-)
  • با مهر و احترام ترانه ی «دس رو دستت نذار» منتظر نقد با ارزش شما دوست گرامیست خوشحال میشم سر بزنین https://www.academytaraneh.com/3458/
  • سلام نگين جان واقعا خوشحالم كردي با اين قدرت خيلت و تصوير سازي زيبات... با اينكه سنت از من كمتره به جرات مي تونم بگم كارت از من بهتره... ادامه بده در آينده ترانه هاي قوي تري رو مي خونم ازت =D> =D> =D> =D> @};- @};-
  • اصلا بوی انی آقا امیر ما میاد آدم روانی میشه ... عمری با کاراش زندگی میکنیم در کنار چاووشی :-x ترانه بکری بود ... آفرین @};- @};- @};- @};-
  • سلام دست مریزاد عالی بود یه ترانه ی زیبا و پر احساس ازتون خوندم کجای کِاری ؟ این گل یِخ نیست گل یخ زده است بانو! دارم خودم را از چشم تو می بینم @};-
  • سلام بسیار آفرین به قلم توانمند شما نگین عزیز موفق باشید
  • سلام با نظر علیرضا موافقم . ترانه ی زیبا و پر از تصویری بود . موفق باشید @};-
  • سلام نگین خانم کار که فوق العاده بود و مو به تنم سیخ شد! یه لاییییییییک بزرررررررگ!!! دوستانم جایی واسه حرف زدن نذاشتن به جرئت میگم از خیلی از ترانه های سایت بالاتر بود ترانه ت انقدرم از لحاظ تشبیه و توصیف قوی بود که یه کم روون نبودنش به چشم نمیاد مثلن من نوعی نتونستم این مصرع رو روون بخونم: تخت خوابم شکل یه قبر شده شاد باشی و شاعرتر از گذشته بدرود @};-
    • مصرع رو با كسره زير تخت بخونيد مصرع روون ميشه.
      • همین جوری خوندم و گفتم که روون نیست، یه چیزی همین الان به ذهنم اومد کار انقد قوی هست که آدم حیفش میاد این ایرادای کوچولو از روونیش کم کنن: تخت ِ خوابمم مث ِ قبر شده همین بدرود :-)
  • eeeeeeeee khoooda nakone to hanoz javoooniii azizam ein harfa chiye tighooo bede be man afariin 2khtare khooob zeshte chiiiishooodh biya ein ja ba man drdodel kon .hala tighooo bede man sigare chiii mikeshii? =D>
  • نگین عزیز ترانه ی قشنگی بود هرچند یه جاهایی با وزن به مشکل برمی خوردم و خوندنش برام روون نبود لایک :-)
  • سلام نگین خانم حس جالبی به من داد توی بن بست خودم درگیرم این روزا شبیه دیوار شدم خدا وندا قفس را آفریدی قفس ایینه زندان جان است بگو تا بشکند قفل قفس را هر انکس بر قفس زندانبان است ممنون از دعوتت به شیرینی این ترانه =D> =D> من را از نقد نوشته ام محروم نکن :-)
  • سلام نگین خانم ممنون که به چنین لذتی دعوتم کردی حسی همزاد پنداری به من دست داد توی بن بست خودم درگیرم این روزا شبیه دیوار شدم از شعر قفس منتشر شده در شعرنو: <<>> چهزیبا می سرایی پاینده باشی =D> =D>
  • سلام ترانه خوبی بود البته قدری بیش از قدری تلخ بود . این آقایی که گفتید رو تا به حال دقتی بر کارهاشان نداشتم . البته من همیشه گفتم و خودمم خیلی وقتا اینطوری نوشتم که تاریکی در ترانه به اوج میرسه اما همیشه هم منتقد بودم در این باره . به این دلیل که به نظرم قدری حس این کارها بزرگنمایی شده . ضمنا با بند زیر خیلی ارتباط برقرار نکردم : این اتاق مثل یه قبرستونه تخت خوابم شکل یه قبر شده لکه های روی سقف این اتاق بسکه اشکامو دیده ابر شده تبدیل لکه های سقف به ابر و یا بهتر هست بگم این تشبیه چه مفهومی داره ؟ یعنی من نفهمیدم . حتما شما دلیلی داشتید که نوشتید . پوزش می طلبم که با کمال بی سوادی اثر شما رو بررسی کردم مانا باشید /
  • سلام بسیار زیبا و از جنس مخاطب ارتباط گرفته بودی حس خوبی داشت و خوب به استقبال رفته بودید نکته ای که قابل تامل بود زبان نوشتاری بود به باید بیشتر اب و رنگ شما رو داشته باشه لذت بردم با احترام @};-
  • سرم از این همه فک(ر) دود میکشه به همون تلخی سیگار شدم زیبا بود
  • سلام... بسیار زیباست...احسنت به شما @};-
  • لایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک @};-
  • سلام نگین جان خیلی زیبا و قوی بود گلم آفرین =D> =D> =D> @};- :-x
  • عزیزم علیرضا همه چیز و گفت و ما فقط می تونیم بابت این همه تصویر ناب و فضاسازی بکر تحسینت کنیم،با توجه به سن کمی که داری می تونیم امیدوار باشیم که اگه همین طور ادامه بدی یکی از نام های بزرگ آینده ی ترانه بشی،بهت تبریک میگم عزیزم،لایک شد :-) @};-
  • سلام شعر بسیار زیبایی بود من میتونم روی شعرتون کار کنم؟ فقط یه نقدی که دارم استفاده از کلمات قبر و سیگار و خون هست که یکم شعرو خشن کرده احساس زیبایی شما به این چیزا نزدیک نیست امید وارم همیشه سالمو سر زنده باشین
  • سلام ... ممنون از ترانه تون . مرسی @};-
  • زیبا بود دوست من لایک
  • تصویرسازی و بیان عالی بود =D>
  • سلام نگین عزیز......خیلی خوشم اومد............بزار راهت بهت بگم البته ببخشیدا ولی تو بی نظیییییییییییری.......ممنونم @};- @};- :-x
  • واقعا آفرین تو این سن با این استعداد فوق العاده تا اینجا بهترین ترانه امشب =D> =D> =D> @};- @};-
  • کارت زیبا بود نگین من واقعا لذت بردم. مث اینکه امروز نمیشه از کسی انتقاد کرد. مانا باشی
  • همونا که علیرضا گفت ;)) ... نه واقعا خوب بود..من لذت بردم
  • نگین جان من هم کارت را دوس داشتم و سطح بالائی داشت @};- @};- @};- علیرضای عزیز حرفی نذاشت برام و خیلی ازش ممنونم که گفتنی ها رو گفت @};- @};- @};- من با یک عالمه تصویر جون دار روبه رو شدم و این قدرت ترانه شما رو نشون میداد و حتی دوس داشتم ادامه داشته باشه و بعید میدونستم که دل زده بشم از ادامه :-) موفق باشی دوست من
  • نگین جان کارت عاااااالی بود.....بی نهایت لذت بردم @};- @};- @};-
  • مثل آخرای عمر یه چراغ که داره شکل یه سوسو میشه روشنایی دیگه جایی نداره دست تاریکی داره رو میشه خب بندبند خوبیه !به خاطر تک تک اتفاقاش هرچند شاید اتفاقای جدیدی نباشن ولی برچسب نگین و دارن!مثل همینکه سوسوی یه چراغ و به آخر عمرش تشبیه می کنی !همین اتفاق دست تاریکی رو شدن!اینکه توو تاریکی چیزی رو بشه!چقدر اتفاق خوبیه !آفرین ین اتاق مثل یه قبرستونه تخت خوابم شکل یه قبر شده لکه های روی سقف این اتاق بسکه اشکامو دیده ابر شده تووی بند دوم هم باز با یه تصویر سازیهای خوب مخاطب و غافلگیر میکنی!تصویر سازی هایی که تووی بیت دوم به اوج میرسن!و قدرت نگین و به رخ میکشن!بیت اول یه فضا سازی که شاید قبلا هم نمونه اشو زیاد دیده باشیم ولی بیت دوم به جرات می تونم بگم اتفاقایه که مال خود خود خودته! لکه هایی که عموما روی سقف میفته حاصله نمه(که عموما از بارون حاصل میه)! اینکه سقف اتاقت گریه هاتو دیده و ابر شده!انگار یه فضا سازیه انگار این بارون توو اتاق تو و از چشمای تو نشات گرفته!و اونقدر گریه کردی که حتی سقف اتاقتم داره چیکه چیکه می کنه!هرچند به نظرم نباید شعر و تعریف کرد چون هرچقدر هم توضیحش بدم در نهایت خود بیت کامل ترین تعریفه!حس می کنم شاید حتی این تصویر رو بشه یه تصویر سور رئال تلقی کرد!مرسی توی بن بست خودم درگیرم اینروزا شبیه دیوار شدم سرم از این همه فک(ر) دود میکشه به همون تلخی سیگار شدم بیت اول این بند به نظرم از بیت دومت محکم تره به نظرم جا به جاشون کنی ضربه اش بیشتر مخاطبو غافلگیر میکنه!اینکه توو خودت دچار بن بست شدی!خیلی خوبه!چقدر خوب خستگی رو توو این بند داری نشون میدی!آفرین دختر ماهیای زندونی توی رگام شوق این دیوار آبیو دارن تیغو میکشم تا آزاد بشن ردی از خون روی دیوار بزارن به نظرم این بندت معرکه بود!به عنوان یه مخاطب حرفه ای شعر و ترانه به جرات میتونم بگم چنین تصویری رو نشنیده بودم !اینکه خونتو به ماهی های زندونی تشبیه کردی!اینکه خودکشی اتو انداختی به گردن دیوار آبی!(به این قدرت و با اینهمه شاعرانگی)فضاسازی این بند خیلی خوب بود!انگار یه سکانس از یه فیلم سور رئال جلو چشته!آفرین آفرین =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> دیگه این چراغو خاموش می کنم باید این زندگیو ترک کنم وقتشه تو خاک دنیا حل بشم وقتشه نبودنو درک کنم . پایان بندی کار یه پایان بندی حرفه ایه به نظرم!تو خیلی خوب فرم و رعایت کردی هرچند یه فرم دایره ای ساده ولی یه همذات پنداری هم بین زندگی و چراغ ایجاد کردی که جای تحسین داره!توو این بندم حس میکنم اگه بیتا جابه جاشن ضربه کار بیشتر بشه!و فرمتم بیشتر به چشم میاد! وقتشه توو خاک دنیا حل بشم! وقتشه نبودنو درک کنم دیگه این چراغ و خاموش می کنم باید این زندگی و ترک کنم . اینطوری غافلیگری مخاطب هم بیشتر میشه!دقیقا اولین اتفاق ترانه(مثل آخرای عمر یه چراغ که داره شکل یه سوسو میشه)آخرین اتفاقه ترانه میشه( دیگه این چراغ و خاموش می کنم باید این زندگی و ترک کنم) . به هرحال ترانه خیلی خوبی خوندم!این ترانه با این جهان بینی به من مخاطب نشون میده!با یه دختر شاعر و پر مطالعه طرفم!که می تونه اتفاقای خیلی خوبی رو رقم بزنه! مسئله دیگه اینکه به نظرم جهان بینی تو کلا با کارای ارجینی متفاوته!ترانه های اون یه ترانه پاپ ساده است! حتی به نظر من خیلی از این اتفاقات رو هم نداره!به هرحال خیلی ممنون نگین!نگران خانه ترانه هم نباش چون ازاین مشکلات پیش میاد برای دوستان عزیز!طبیعیه!ولی خودتو جدی تر بگیر! در ضمن منتظر نگاهت هستم روی ترانه هام!دوست دارم نظرتو بشنوم!حتما سر بزن! منتظر اتفاقای خوبت هستم نگیننننننننننننن! @};- :-) =D>
  • درود بر شما نگین خانم ترانه ی زیبایی از شما خوندم موفق باشید @};-
  • سلام نگین! آفرین دختر !آفرین چقدر خوبه که می نویسی!بذار خانه ترانه ها رو تعطیل کنن(البته جای تاسف داره)!مهم نیست مهم اینکه تو شاعری و داری می نویسی!مهم اینکه داری زندگی میکنی!خیلی خوبه!خیلی خوبه! نگین کارت پر از تصویرای خوب بود! که هر چی ازشون بگم کم گفتم !آدم وقتی استعدادهای خوبی مثل تو رو میبینه!هم دوست داره حسادت کنه هم حسرت بخوره! می خوام برات بنویسم !فعلا این و داشته باش! =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
    • ممنون عليرضاي عزيز. البته مهه كه خانه ترانه ها رو دارن تعطيل مي كنن چون اونجا واقعا خونه ي دوم من بود و اين برام مهمه! اين هم نظر لطفته كه ميگي من استعداد دارم اما من واقعا در برابر خيلي هاي ديگه كه اينجا كار ميزارن هيچي نيستم.