گل آذری

ای گل آذری ، تویِ دلم محوری
در عشق تو اسیرم ، قشنگی چو گوهری
من و دیونه کردی ، دل و نشونه بردی
فدات شده دل و جون ، عشقُ بهونه خوندی
چو سنگی در کناره ، چو ابری پاره پاره
حجب و حیا همینه ، دوست دارم دوباره
به آهی کندی جونم ، سر گرمی من می دونم
با دردِ بی گناهی ، بی اشک و غم می خونم
در شهر اردبیلی ، دشمن زدی یه سیلی
فهمیدم از نگاهت ، تو قهری بی دلیلی
در گردنه حیرانی ، در کوهِ سبلانی
دریاچه ی شوراَبیل ، سر عین قصه خوانی
در جنگل های زیبا ، با فندق های پیدا
روزای جمعه تنها ، میری برا تما شا
حرف دلِ تو گیره ، یا غصه ای اسیره
سر عین در کنارت ، درد تو رو می گیره
به به چه با وفایی ، چو مریم جلائی
ترانه خوان زیبا ، شاعر با خدایی

جاسم ثعلبی (حسّانی) ۱۲ /۰۳/۱۳۹۱

از این نویسنده بیشتر بخوانید: