(تولدم مبارک)

دوباره شب  اومدو..باز یه بغضه ناتموم……..تو دلم خیمه زده..داره میسوزه گلوم

هیچکی حس نمیکنه…چه غمی تو چشمامه…..مثل سایه ای  سیاه ..هرجا هستم باهامه

هیچکی باورش نشد…با یه قلبه بیقرار………دارم اتیش میگیرم..ازغمای روزگار

نمیخوام تنها باشم..اما این قسمتمه……از پریشونیو این بخته سیاهو بدمه

یاد اون روزا بخیر..که دلم دریائی بود…شبای تاریکمو..عاقبت فردایی بود

غم پائیزو خزون..تو دلم خونه نداشت…..غصه ها کاری با این..دله دیونه نداشت

تو چشام نورامید..همیشه موندنی بود…..زندگیم مثل یه قصه تازه و خوندنی بود

وقتی بارون میبارید..پره رویا میشدم……با یه ذره مهربونی..مثله گل وا میشدم

واسم حتی انتظار..لذتی دوباره داشت…روزام افتاب بودوشبهام یه عالم ستاره داشت

میدونستم که یه روز..تو دلم پا میذاره….اون که پاییزو زمستون تو چشاش جا نداره

اما هیچکی پا نذاشت..تو کویره ارزوم……..گم شدم اما کسی..نیومد به جستجوم

حالا من موندمو این..کوچه های بی عبور……..منو پرسه در خیال..توشبای سوت و کور

بی کسی یعنی همین..که شبه تولدم…..بنویسم شعرمو..واسه تبریک به خودم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی عباس مقدم

آرزو کن که بشکند امشب،بغض تلخی که در گلوی من است-نه کسی مانده تا کند یادم،نه نگاهی به جستجوی من است-پس دعا کن بمیرد این شاعر-ارزوی تو آرزوی من است! http://mardetanhayepayeze.blogfa.com/