خاتون قصه ی قلبم

خیلی وقته باز دوباره آسمون باهام غریبه
انگاری توو باغچه هامون همه ی گُلا فریبه
خیلی وقته باز دوباره دل من هواتو کرده
تب تند این حقیرت هوس دواتو کرده
من تموم خاطراتم پیش چشمای تو مونده
برق اون اشکای نازت دلمو خیلی سوزونده
فدای چشمای نازت تو میدونی، من اسیرم
واسه این تحملم کن، تو نباشی من می میرم
خاتونِ قصه ی قلبم این دلُ به پات می ریزم
قدمت خیلی مبارک به روی چشام، عزیزم
راستی چَن وقتیه هرشب لب پنجره می شینم
تموم ستاره هارو توی چشم تو می چینم
دلمو نذر تو کردم تا همه اینو بدونن
قصه ی دلدادگیمو بعد رفتنم بخونن
خیلی وقته باز دوباره من و گل برگای خونه
همه منتظر نشستیم که بیایی گل پونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: