دنیای روشن

سلام

این یکی از اولین ترانه های من هستش

البته خیلی سریع گفته شد  به یک ساعت هم نرسید چون یه  کار سفارشی بود عجله ای شد.

 

یه وقتایی که قلب من به سمت مشکلی میره

جهانم از تو پر میشه جهانم با تو در گیره

همون وقتا که کج میرم بهم میگی نرو برگرد

چرا میگن نمیبینی  نمیشه اینو باور کرد

خدایا روبه راه من یه دنیا روشنی میدی

مگه تو قلب تاریکم چه چیز روشنی دیدی

یه دنیا درد میبینم توی راهم به سوی تو

چقدر زیباتر میشه با اینها جست و جوی تو

همش کابوس میدیدم که دستامو نمیگیری

همش تو فکر این بودم که از من سرد و دلگیری

همیشه فکر میکردم چه امیدی به من داری

ولی تو پیش من بودی زمان خواب و بیداری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: