ترانه
آدمک
مثلِ اجتماعِ قطره
واسه آبادیِ دریا
مثلِ نغمههایِ مادر
واسه پیدایشِ رویا
مثلِ رویشِ سپیده
تو تراکمِ سیاهی
مثلِ قصّهیِ رسیدن
از تنورِ کوره راهی
تن نده ای آدمک هِی
به تماشایِ کِناره
پا بگیر از مسلخِ درد
نو بشو از نو دوباره
پشتِ سر بذار خطِ
ممتدِ گذشته ها رو
روبرویِ سدّ و دیوار
نعره کن شعرِ بهار و
تویِ سرزمینِ دستات
بذرِ آزادی بپاشون
گِره کن سمتِ پلیدی
سایه و شک و زمستون
تن نده ای آدمک هِی
به تماشایِ کِناره
پا بگیر از مسلخِ درد
نو بشو از نو دوباره
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی