ترانه

خاکستری نباش

شبیه هرزه باد

تو چنگِ پرده‌ها

خاکستری نباش

با پیشه‌یِ سکوت

در پیله‌یِ ریا

خاکستری نباش

 

به وقتِ اضطرار

به پهنه‌یِ غرور

سینه سِپر بُکُن

تو درّه‌یِ زمان

از حادثه نترس

برو خطر بُکُن!

 

مقابلِ : تگرگ

شک و غروب و مرگ

همیشه شو ،بایست

با شعله‌یِ بهار

تو سرزمینِ دار

پُر ریشه شو ،بایست

 

خاکستری نباش

خاکستری نباش

خاکستری نباش

 

رو به هجومِ شب

ورطه‌یِ سایه‌ها

دستاتو مشت کن

از گریه گُر بگیر

با خنده و سرود

به غصّه پشت کن

 

از کینه و ستم

قدّاره‌ای بساز

سمتِ نقاب‌ها

رویایِ تازه باش

برایِ خِطّه‌یِ

آیینه ، آب‌ها !

 

واسه شکستنِ

دیواره و حصار

از من ؛ رها بشو

تو کوچه کوچه‌ها

بانگِ جوونه‌ها

معنایِ ما بشو …

 

خاکستری نباش

خاکستری نباش

خاکستری نباش

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/120068کپی شد!
277
۶
۳