«غزل-ترانه» / جادّه

آخر جادّه رو میگم انگاری تهرون می بینم

پُشت عبور شیشه ها دستای بارون می بینم


چشماتو وا کن و ببین نقطه سر خط نداره

تمومِ دنیای تو رو رنگ زمستون می بینم


زیر چراغ مهتابی ستاره تنها تر می شه

کرکره که بالا میره ابرای گریون می بینم


یه حسّ مشترک دارم با این روزای زندونی

فنجون فالمو نبین جادوی شیطون می بینم


زمزمه های تلخِ قو تو گوش ماهی پیچیده

مرز میون چشمَمو با دریا هامون می بینم


تعبیر خواب من شده پچ پچ لحظه های گُم

پیدا نمی کنم کسی فقط بیابون می بینم



از این نویسنده بیشتر بخوانید: