« کاش … »

فرق داره حال عاشق با تو که
اینهمه دوری و سردی با دلم
حسّ تو حتّی هوس بوده نه عشق
آخه اینجوری نمیکردی ولم!

باید این دلتنگیا رو رد کنم
تا بتونم با خودم تنها بشم
من پرم از خاطراتت، بعد تو
گم بشم شاید،نشه پیدا بشم!

کاش جرعت داشتی عاشق بشی
کاش دلتنگی برات عادت نبود
خسته میشی با من اینجا لعنتی
کاش چشم تو به اون ساعت نبود

پای احساست بریده عشق من!
کم بکن حاشا یکم روراس(ت) باش
من یکم حساسم و عاشق ولی …
تو همونجوری که قلبت خواس(ت) باش

درده این دل کندنا راحت که نیس
پس چه جوری پای غم وامیستی؟
این سرانجام من و این رابطه اس
تو چرا پایان قصه …، نیستی؟

کاش جرعت داشتی عاشق بشی
کاش دلتنگی برات عادت نبود
خسته میشی با من اینجا لعنتی
کاش چشم تو به اون ساعت نبود

۹۰
۴