امروز دودش داره تو چشم خودم میره…


میترسم از آرامشی که توی چشماته
کنج اتاقی،خیره با چشمی که عاشق نیست
چن وقته حالم رو نمی پرسی که داغونم!

سیگار آتیش کردناتم مث سابق نیست..

هر چی شکستم بی تفاوت بودی بی انصاف
هر جا ترک برداشتی دلواپست بودم!!
تحریم میکردیم حتی از هم آغوشیت!
هر جا نیازم داشتی تنها کست بودم،،

من حرف دارم بات لامصب! حواست نیست؛
تسکین من باشو خلاصم کن از ابهامات
سیگار با سیگار روشن کردنت یعنی،
تنهاییو ترجیح میدی توی این اوقات!!

بازم نشستم پا به پای بی قراری هات..
خونسرد بودم تا نفهمی استرس دارم..
اونقدر با آرامش از حرفات شکستم که،
باور نمی کردی گذشته کار از کارم!!!

از دود این احساس کام هردومون تلخه!
تو این گناه محض پای هردومون گیره!!!
عشقی که یک روزی تو قلبت شعله ور کردم،
امروز دودش داره تو چشم خودم میره!!

آیدین کفشگر


از این نویسنده بیشتر بخوانید: