مرز هشدار۸۲۳۰;.
بد جور هواتو کردم این روزا….
این حرف یک مردِ که داغونه…
بقضای من رو مرز هشدارن…
چیزی مث هوای تهرونه…
من اصفهانِ تلخ این سالام…
زاینده رود خالی از آبی…
حسی ندارن ، کوچه ها بی تو…
حتی شبای صاف و مهتابی…
ایرانِ آهنگای بی روحم…
احساس پاشایی رو کم دارم…
من مریم ترانه که بی تو…
رویای بینایی رو کم دارم…
تا من کویر لوتم از کوچت…
تا تشنه ی لبخندتم ، برگرد…
تا شهریار شاد اون سالام…
تا من هنوز پابندتم ، برگرد…
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد