تو
تو نه شعری
نه ترانه
نه شروعی عاشقانه
تو
نه حس خیس بارون
نه گلی، بسته به گلدون
نه شروعی
رو به بودن
پر شدن
مست سرودن
تو نه ماهی و نه خورشید
نه پلی به سوی امید
تو، تویی
فقط خود تو
پر شده از نفس تو
تو شروعی از خود تو
سر زدن گم گشتن از تو
واژه رنگ بودنت نیست
قطعه مرز گفتنت نیست
تو، تویی
فقط خود تو
پر شده از نفس تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد