چشم آّبی

زیر بارون،زیر رگبار شبونه
که هم آواز صدای هق هق ما
ناله ی تاریک شب رو گریه می کرد
چشمِ آبی خاطره شده مثل دریا
هر دوی روی سکه ی بازی یکی بود
جمه شب اردیبهشت ماه شام آخر
رنگ آب روی میز ما سیا شد
رنگ حیله های عشق مثل خواهر
این ترانه کودک با یک نگاهه
بچه نامشروعه اما باز زیباست
من غروری جا نذاشتم واسه این شعر
ننگ بودن توی این حس،روح اینجاست
جمعه ی اردیبهشت ماه مثل امشب
ریتم بارون سوار بر کودک ما
تیکه تیکه نم نمک از چشم آبیش
اشک شب رو می نشوند تا صبح فردا
قصه پایانی نداره نازنینم
آسمون آبیِ اینجا نذاشته
رنگ چشمت اسم خاص و تازه میخواد
اسم نابی که هیچ آبی ای نداشته

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای حقیقت ممنون ازترانه تون. وزن رو باید حتما یاد بگیرید وبعد زبان وخلق اتفاقات شعری... بهتون پیشنهاد میدم ترانه ی "درد" آقای احسان ابوالحسنی رو حتما بخونید واقعا زیباست... ((سعادت نصیـــبتان))
  • کارهای فبلیت خیلی بهتر بود @};-
  • سلام و ارزوهای خوب/ دوست من : شما در شلوغی کلمات و ترافیک افکارتون یه چیزی رو گم کردید . مخاطب . مخاطب باید چند با این ترانه رو بخونه تا کلیدهای منظورتون رو پیدا کنه .(هر چند گنگ ) به نظر من هم کارهای قبلی تون قوی تر بودن . زبان شعری تون رو دوس دارم و امیدوارم موفق باشید .
  • سلام احسان جان من فهمیدم موضوع ترانه چی بود از خوندنش لذت بردم موفق باشی @};-
  • سلام اول بگو (هر دوی روی سکه ی بازی یکی بود)چه جوری خونده میشه؟واز لحاظ موضوعی با دوستان موافقم یک بار دیگه ترانه رو ویرایش کن..همیشه موفق باشی @};-
  • احسان جان من نتونستم با شعر ارتباط برقرار کنم اخه زیاد گویا نبود در کل کارای قبلیت بهتر بود @};-
  • متفاوت بود احسان با نظرات خانم موسوی عزیز کاملا موافقم لایک @};-
  • سلام احسان عزیز شروع خوبی داشت ولی با اینکه چند بار خوندم نتونستم با نگاه مورد نظرت همسو بشم فکر می کنم با توجه به عباراتی که آورده بودی یه کار شخصیه ولی دوست عزیز حتی یه کار شخصی هم انقد باید روشن باشه که به راحتی با مخا طب ارتباط برقرار کنه ..کارای قبلیتو بیشتر دوست داشتم..نقدمو به دل نگیر همکلاسی ..موفق باشی @};- @};-