سروش
سروش
با ترانه هات خاطره بازی می کنم خود را دروباره پیدا می کنم
سروش را معنا کردی امر ایز را اطاعت کردی
غم عالم داشت دلم خاموش کردی آتش دلم
آمد لحظه خدا حافظی لحظه تلخ جدایی
شعر شاید مرحم باشد مرحم زخم روزگار باشد
یادش گرامی اگه خواستید ادامه ترانه را بگید تا یه یادگاری از طرف همه باشه برای سروش
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد