فصل بهار
دلکم غصه نخور فصل بهار سر می رسه
یه روزی قصه ی غم باز به آخر می رسه
دلکم غصه نخور از سردی این آدما
یه نفر پیدا میشه تخته ی این در می رسه
همونی که عشقشو توی دلت نشونده ای
میادو رنگ رخت باز به احمر می رسه
دلکم غصه نخور زخم زبونا می گذره
لونه گرم و دونه باز به کفتر می رسه
آخرش تموم میشه تحمل این آدما
قاصدک دعا بکن قصه ی ما سر برسه
طوری نیس که خونمون خراب بشه رو سرمون
قاصدک دعابکن کلاغ به خونش برسه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق