ناز نگاهت
تویی که ناز نگاهت
قلب سردمو ربوده
اونی که همش میخواستم
گرمیِ دست تو بوده
اومدی شدی عزیزم
نور و مهتاب شب من
همه ی هستی من تو
تو شدی تاب و تب من
گل من معجزه کردی
قلبمو از جا تو کندی
الهی نیاد یه روزی
چشاتو رو من ببندی
اومدی شدی عزیزم
همه ی هستی و دینم
من میخوام فقط یه بوسه
از لبای تو بچینم
همه ی وجود من تو
تویی تو " تو" تار و پودم
اگه عشق تو نبودش
بخدا زنده نبودم
اگه ما با هم نباشیم
دنیامون میخوام نباشه
میمیرم اگه یه روزی
دلامون از هم جدا شه
من میخوام باشم و باشی
تا همیشه همدم من
دستتو بده به دستم
کوه غصه ها رو بشکن
کوه غصه ها رو بشکن
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد