بوسه عشق
گریه های بی تو بودن توی حسرت و تباهی
مِثِ لحظه ای که رفتی ، سهم من شد بی پناهی
سخته بی تو موندن من توی این دیار غربت
تو نرو تا که نشینه تو گلوم یه بغض حسرت
من نمیخوام که بمونم بی تو اینجا تک و تنها
سایه ها رو خط بزن تو نور من باش واسه فردا
سر بذار رو شونه های خسته و درمونده من
جون بده با بوسه عشق به دل ناخونده من
معنی کن خوابو برای چشمای پُرگریه و درد
رختی از بهار بپوشون به دل پاییزی و سرد
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد