رویا
لحظه به لحظه ساختمت
با رویاهام شناختمت
اما با یک کلام سرد
تو یک دقیقه باختمت
رفتی و باورم شده حالا دیگه تنهاییام
نگاه تو بهم میگه دیگه باهات راه نمیام
حضور تو یعنی نفس
یه چیزی مثل معجزه س
اما عبور تو ازم
فقط شبیه فاجعه س
دستای من تو رو میخواد
تو این شبای در به در
تو رو خدا اگه میری
رویاتو با خودت نبر.
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد