میخوام خوشبخت باشی

میخندیو کنارش راه میری
تو رو می بینمو گریه م میگیره
کنارم راه میرفتی یه روزی…
می بینی؟! فکرت از یادم نمیره
تو آغوشش که پلکاتو میبندی
به یادت حلقه میشن هردو دستم
توی آغوش من بودی یه روزی…
نگا کن!! من هنوزم فکرت هستم
میدونم،خیلی خوشبختی کنارش
نمیخوام زندگیت از هم بپاشه
ولی من هم یه روز خوشبخت بودم…
حالا باید دلم آشفته باشه
شاید فکر میکنی این انتقامه
که میخوام از توئو عشقت بگیرم
ولی نه،من میخوام خوشبخت باشی
خیالم از تو راحت شد بمیرم…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی فرهاد عابدی

مغزهای هرزه هنوز جولان میدهند فرخزاد! امروز،این ویرانگریست که سنگسار میکند! تــو دیــروز نـگرانِ " تن-های هرزه " بودیو مـن... من امروز به حالِ " تنـها-ی هــرزه "می سوزم .../ fb.com/FarhadAbediOffichal