نفرت

نفرت

من از این حس تنفر دارم انگار / از این حسی که درگیر هواشم
من و دل بستگی هامو رها کن / نمی خوام دیگه دل بند تو باشم

نمی خوام دیگه کابوسم تو باشی / به جای اینکه رویاتو ببینم
برو دست از سر دنیام بردار / نمی خوام آرزوهاتو ببینم

از اون روزی که حس کردم وجودم / برات مثل یه عادت داره میشه
ترحم جای عشقم تو صداته / که عشقم عین نفرت داره میشه

از اون روزی که دیدم در کنارم / داری آروم از عشقم دور میشی
“نرو ، برگرد” بسه ، عشق این نیست / تو اینجوری داری مجبور میشی

نمی خوام پای احساسم بسوزی / نمی خوام سرنوشتت کاش باشه
برو دنبال اونی که بدونی / تمام دلخوشیت دستاش باشه

باید دفترچه های خاطراتو / گرفت و پاره کرد و خوب سوزوند
که اون احساس خیلی وقته مرده / باید فاتحه این عشقو هم خوند…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • از ترانه هایی با این استایل شدیدن لذت میبرم........ممنون. @};- @};- @};-
  • زيبا بود داری آروم از عشقم دور میشی وزن بيت رو بهم ريخته موفق باشين =D>
  • =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام ترانه قوی وبااحساسی خوندم یکدست بود وزیبا . جاهای خوبی داشت ورسی درضمن دعوتیدبه خوانش ونقدترانه تصویرمرگ
  • درود به شما دوست عزیز شروع کار خیلی به دلم نشست مرسی از ترانت @};-
  • بیت آخرشو خیلی خیلی دوس داشتم. لایک @};-
  • که اون احساس خیلی وقته مرده / باید فاتحه این عشقو هم خوند… سلام.. قشنگ بود و با احساس مرسی @};-
  • ممنون از ترانه تون موفق باشید @};-
  • سلام زبان ترانه به غزل نزدیکه و دلبند خوب ارتبا نگرفته اما تصویرا دارن کولاک میکنن نمی خوام پای احساسم بسوزی / نمی خوام سرنوشتت کاش باشه برو دنبال اونی که بدونی / تمام دلخوشیت دستاش باشه حرف نداشت @};- لایک =D> @};-
    • ممنون که خوب خوندی @};- پس تو هم مثل مجید با دل بند مشکل داری!!؟؟ خصوصی بهت یه توضیح میدم شاید موثر واقع شد!! زبان غزل گونش هم شاید به این خاطره که من غزل هم زیاد میگم... خوشحالم که تصاویر نظرتو جلب کرده... :-)
    • نمی خوام دیگه دل بند تو باشم یه جور ایهام داره، معنی اصلیش اینه که نمی خوام دیگه دلم به تو بند باشه ( نمیخوام وابستت بشم) و معنی فرعی اینه که دلبند تو باشم ، یعنی محبوب تو باشم که این خیلی مدنظرم نبوده و بیشتر شباهت لفظیه!! اون دلبستگی رو تو مصرع قبل گذاشتم که متوجه بشه خواننده اما اینکه هم تو هم مجید این معنی رو نگرفتین شاید اشتباه از بیان من باشه!!
      • ببین برادر من معنی رو گرفتم میگم تصویر خوبتو زیر سوال برده زبان این کلمه با زبان ترانه متفاوته مثل این که من یه نقاشی از بهار بکشم بعد رنگ قرمز بپاشم روش من یازده ساله که غزل کارمیکنم و مشخصه برام که شماهم کار کردید سخته خب یه دفعه قالب بشکونی مثلا ده سال به زبان مادری حرف بزنی یه دفه وارد یه شهر دیگه بشی و بخوای به زبون اونا حرف بزنی زبان ترانه از شعر مجزاست عر احتیاج به تصویرسازی با کلمات و پیچو خم شعری دار در عین گویائ و معاصر بودن اما ترانه باید بی پیرایه باشه داری به راحتی حرف میزنی یه دف میگی نمیخوام دلبند تو باشم حس کارتو خراب کرده یا کلمه عین توجه کن ببین چه کرده یه کلمه ی شعری و کلیشه ایه فاتحه یه کلمه است که فضای سپید رو سیاه میکنه ما کلاغزل نیسا دردمون مشترکه و زبان همو میفهمیم امد که راهنمائمو بپذیری بدون غرض حیف تصویرسازی گویاته که با دوتا کلمه زیر سوال بره با احترام @};- =D>
      • در کوچه های شهر شما پرسه میزنم دیوانه وارو سر به ها پرسه میزنم هرشب به شوق لیلی کفش کتانی اش در کوچه های بی سرو پا پرسه میزنم درپارکهای باکره در خنده های خیس در جاده ها رو به خطا پرسه میزنم چندان غریب نیست اگر نیمه های شب در روزنامه های شما پرسه میزنم دختر فراریم؟نه...کجایم شبیه این امضام رابه ببین با پرسه میزنم ش... شعر گفته ام مثلا نه که حافظم حس میکنم تو ام ت تا پرسه میزنم منهم درست مثل تو وقتی که بی منم زل میزنم به اینه یا پرسه می زنم من شاعرم حقیقت تلخی است شاعری من در حریق سرد صدا پرس میزنم هر شب چو ک ستاره ی ابی شبیه شوق در خواب هرجه اه و گدا پرسه میزنم دنبال ان دقیقه ی معصوم ساده ام در تیک تاک ثانیه ها پرسه میزنم هر شب هزارو سیصدو هشتادو چند بار بغض غریب پنجره را پرسه میزنم دستان من دو شاخه ی خشکیده اندو من در کوچه باغهای دعا پرسه میزنم در حال در محال در امروز در هنوز در لحظه های در تو رها پرسه میزنم در کوچه ها شب پی نان پار ای است ماه با این گدای بی سرو پا پرس میزنم من کودکم به طعم دوگیلاس راضیم دنبال چشم تو همه جا پره میزنم ای لحظه ی همیه تر از هرچه اتفاق گم کرده ام تو را و تورا پرسه میزنم دقت کن با این که اینجا قالب غزله داره به راحتی حرف میزنه و احاستو درگیر میکنه حالا ببین ماتو تران چقدر دستمون بازتره برا راحت حرف زدن ترانه خیل مردمی تر از این غزل باید نوشته بش اما....... با احترام @};-
      • نه اصلاً من نباید و نمیتونم ناراحت بشم، ترانه بدون نقد هیچ فایده ای نداره، یا ترانه بی اشکاله (که مسلماً نیست) یا نقاد متوجه اشتباهات نشده (که معمولاً میشه و به خاطر ترانه سرا نمیگه که این نگفتن بزرگترین ضربه به ترانه سراست نه کمک!!) اما مسئله اینه که بحث فرا تر از این هاست!! یکی مث جنتی عطایی عاشق آوردن عبارات و استعارات پیچیده تو ترانه اس و یکی دقیقاً عکسش مث روزبه بمانی با ساده ترین کلمات زیباترین مفاهیمو می رسونه! پس به نظرم نمیشه گفت زبان ترانه سادس و جدا از غزله، به نظرم غزل رو نمیشه از ترانه جدا دونست و من مرز خیلی دقیقی رو بین این دو تا نمی تونم قائل شم!! به شخصه سبک روزبه رو بیشتر دوس دارم و تو کلمات و عباراتم هم مشخصه که ساده حرف میزنم ولی گاهی دوس دارم مخاطبم درگیر بشه و روی کلمه های خاص (مثلاً اینجا دل بند) مکث کنه، تا بگم این ترانه ساده هس اما نمیشه از کنار کلمات ساده عبور کرد! به علاوه تو صحبت های روزمره هم خیلی عجیب نیس که بگم نمیخوام دیگه دل بندت باشم ، دل بستت باشم یا یه همچین چیزی!! در مورد فاتحه دیدی که بچه ها نقطه قوت دونستنش و تو ضعف، در عین احترام به نظر هر دو گروه میگم که این بخشیش سلیقه ایه اما علت آوردنش کنایه بودن و عامیانه بودن این عبارته که به نظرم آوردنش تو ترانه مجازه ، چون فضای شعر اینقدر سیاه هس که بخوام ضربه پایانی رو محکم بزنم ، اونم با توجه به مصرع قبل که دلیل این ضربه رو میگه "که اون احساس خیلی وقته مرده"... به هر حال ممنون که وقت گذاشتی و نظرتو گفتی ، برام کاملاً محترمه چون همیشه باید به نظرات مخالف گوش کنی که موفق باشی... میزبان نقدهای تند همه هستم :-) با احترام و سپاس @};-
      • سلام دوست من هیچ گونه نقدی در کار نیست اونم از نوع فلفلی تمام مکالمه ای که بینمون ردو بدل شد یه گفتگوی دوستانه بود نه نقد من به شخصه شاهد گل کردن غزلترانه های بسیا قدری بودم غزل و ترانه در یک پیچش احساس و تلفیق و حس امیزی گیرا بهترین ترانه های روز هستند شما یه سری به کار خواهر خوبم زهره ی راد بزنید یه غزل ترانه ی بسیار عالی تو همین فضای اکادمی ارائه دادند اما زبان ترانه ساه و روون بود و از اصطلاحات شعری کمتر استفاده شده بود با احترام
      • نه منظورم این بود که اگه بخوای نقد فلفلی و تند هم بکنی مختاری ، هیچ مسئله ای نیست... مسلماً فضای آکادمی دوستانه اس ، شکی نیس... با احترام بیشتر و متقابل... @};-
  • سلام..من عاشق واژه بازی های این مدلی ام. .با دل بند لذت بردم... از زبان خوبی که داری بیشتر لذت میبرم.. همیشه باشی....
  • خیلی با احساس بود. لایک
  • باید دفترچه های خاطراتو / گرفت و پاره کرد و خوب سوزوند که اون احساس خیلی وقته مرده / باید فاتحه این عشقو هم خوند… ممنون @};-
  • سلام دوست من ترانه ی زیباای بود و لذت بردم..منم با مجید موافقم .. ولی بیت اخر عالی بود و ضربهی محکمی به مخاطب میزنه و واقعاً یه حس نفرتی و توی دلش میکاره باید دفترچه های خاطراتو / گرفت و پاره کرد و خوب سوزوند که اون احساس خیلی وقته مرده / باید فاتحه این عشقو هم خوند… +لایک @};-
  • سلام دوست عزیز ترانه خوبی بود @};- نمی خوام دیگه دل بند تو باشم // یعنی چی ؟ اگه میگی که بره و حس میکنی که دارهخ ازت خسته میشه /پس چرا نمیخوای دلبندش باشی؟؟؟ مگه دلبندشی؟؟ از اون روزی که حس کردم وجودم / برات مثل یه عادت داره میشه ترحم جای عشقم تو صداته / که عشقم عین نفرت داره میشه// ارتباط خوبی نمیبینم در میان دو بند :-? پاین بندی ترانه را کمی ضعیف دیدم و کاش بهتر ازین تمامش میکردی و ارتباط عمودی را استوار تر برقرار میکردی @};- @};- @};-
    • نمی خوام دیگه دل بند تو باشم یه جور ایهام داره، معنی اصلیش اینه که نمی خوام دیگه دلم به تو بند باشه ( نمیخوام وابستت بشم) و معنی فرعی اونه که تو حس کردی! اون بند خیلی خاص که دست گذاشتی روش خواستم یه کار جدید بکنم تو این بند مصرع های 1 و 2 و 3 با هم معنیشون تکمیل میشه و مصرع های 3 و 4 با هم!! در واقع مصرع 3 دو بار معنی میشه که نمی دونم مخاطب باش ارتباط برقرار میکنه یا نه!! سعی کردم با عبارت "باید فاتحه این عشقو هم خوند" پایان خوبی رقم بزنم که گویا موثر نیافتیش!! اما در مورد ارتباط عمودی یه کم باهات موافقم... در کل ممنون که خوندی و نقد کردی... @};-
      • عزیز دلم ترانه ساده گوئی را میطلبه و خب معنی فرعی و اصلی کار مهمه و شما معنی اصلی را گم کردی برای مخاطب و خب طبیعی هست که من هم شتباه کنم راجعبه دلبند @};- @};- @};- ممنونم از توضیح ... موفق باشی و ماندگار @};- @};-
      • با نظرت موافقم که ترانه های ساده معمولاً بهتر نتیجه میگیره اما خب به نظرم گاهی یه پیچیدگی که خواننده رو درگیر کنه میتونه جذاب باشه ، ممنون ... @};-
  • سلام عباس عزیز.ترانه ت رو دوست داشتم و از خوندنش لذت بردم. لایک @};-