منو از دوباره بشناس!

منو از دوباره بشناس

تو کتابم جای شعرام عکساتو هر روز میبینم

خیلی وقته گل یاسی از تو باغچه نمی چینم

تو خودت شاید ندونی که چه سخته دل بریدن

همه دنیاتو بذاری باز نرسی به رسیدن

من همه هستیمو دادم تا تو رو به دست بیارم

ولی بیشتر از همیشه تو رو انگار کم میارم

تو خودت شاید نتونی بگذری از این جدایی

خیلی دوست دارم بدونم ، همین لحظه تو کجایی ؟

کجایی تنها بهونم واسه واژه های نابم ؟

تو نباشی بوی عطرت ، جای تو میده عذابم

کجایی عطر گل یاس ؟ کجایی خدای احساس ؟

تو رو به پاکی این عشق منو از دوباره بشناس !

توی این خونه ی بی رحم دل خوشم به یادگاریت

خیلی سخته این که هر روز خیره شم به جای خالیت

سرنوشت منو چشمات ، کشونده به یک دوراهی

ته این جاده ی پرنور میرسم به یک سیاهی

میترسم از لحظه ای که  دور بشی از خاطراتم

هر جای دنیا که باشی دور یا نزدیک من باهاتم

تو خودت شاید نمیخوای رد بشی از این حوالی

خیلی دوست دارم بدونم همین لحظه تو کجایی ؟

کجایی تنها بهونم واسه واژه های نابم ؟

تو نباشی بوی عطرت ، جای تو میده عذابم

کجایی عطر گل یاس ؟ کجایی خدای احساس ؟

تو رو به پاکی این عشق منو از دوباره بشناس !

از این نویسنده بیشتر بخوانید: