نجوا

هیچی تو دنیا نداری دل من

حتی یه رویا نداری دل من

کنج قفس نشستی و نگفتی

عاشقی همتا نداری دل من

کو همزبون کو یار مهربونت

مجنونی لیلا نداری دل من

یه عمره که خونه این و اونی

تو هیچ دلی جا نداری دل من

شکسته دستای ناسپاسی

کینه اونا نداری دل من

تو این همه دروغ و نادرستی

پنهون و پیدا نداری دل من

حتی با من با من که همصداتم

شوقی به نجوا نداری دل من

می خوام برم یه جایی دور از اینجا

هوامو اما نداری دل من

https://www.academytaraneh.com/36040کپی شد!
891
۴

  • حسین خزایی مهدی جان ترانه زیبایی ازت خوندم .. مانا باشی @};- @};- اماا دکتر سید مهدی موسوی اشکالات قافیه ای رایج در اینگونه آثار را در هفت دسته معرفی کرده است که در زیر با اعمال تغییراتی آورده شده اند: یک- گاهی ترانه سرانه در همان مرحله ی اول اصلن قافیه را نمی شناسد و به کار نمی برد. دو- گاهی تنها از ردیف استفاده می شود و مثلن ترانه سُرای عزیز "تنها میرم" را با "با تو میرم" قافیه می کند. که در این مورد "میرم" و "میرم" ردیف هستند و کلمات "تنها" و "با تو" در جایگاه قافیه قرار گرفته اند که اشتباه است. دکتر سید مهدی موسوی اشکالات قافیه ای رایج در اینگونه آثار را در هفت دسته معرفی کرده است که در زیر با اعمال تغییراتی آورده شده اند: یک- گاهی ترانه سرانه در همان مرحله ی اول اصلن قافیه را نمی شناسد و به کار نمی برد. دو- گاهی تنها از ردیف استفاده می شود و مثلن ترانه سُرای عزیز "تنها میرم" را با "با تو میرم" قافیه می کند. که در این مورد "میرم" و "میرم" ردیف هستند و کلمات "تنها" و "با تو" در جایگاه قافیه قرار گرفته اند که اشتباه است. @};-
    • حسین خزایی سه- گاهی قوافی غلط به کار رفته تنها شکل ظاهری مشابه دارند. اما حتی یک حرف مشترک ندارند. مثلن "گریه" و "خنده"!! که مشخصن آن "ه" انتهایی صدای کسره است و دو کلمه هیچ حرف مشترکی ندارند. چهار-گاهی حروف مشابهی هم هست اما برای قافیه بودن کافی نیست مانند "گریه" و "تکیه" که در واقع "گریِ" و "تکیِ" هستند. و به خاطر تفاوت حرف مابین مصوت و روی قافیه نمی شوند. اما مثلن "دنده" و "خنده" قافیه می شوند چون در "دند ِ" و "خند ِ" به جز حرف روی "د" حرف "ن" هم یکسان به کار رفته است. البته گاهی می شود به نفع محتوا و در صورت به کارگیری ردیف و جبران موسیقی از دست رفته این اشکال را مورد اغماض قرار دارد. پنج- گاهی شاعر عزیز حروف جمع یا الحاقی را یکسان می گیرد. و یادش می رود که این حروف در دو کلمه معنای یکسان دارند و جزء ردیف محسوب می شوند. مثلن "دستات" و "چشمات" که در واقع " دست و چشم+ هات"هستند و هیچ حرف مشترکی ندارند. یا مثلن "می زنم" و "می برم" که در واقع "می زن و می بر + م" هستند که باز هم هیچ حرف مشترکی برای قافیه شدن در آنها وجود ندارد. شش- گاهی مشکل کمی علمی تر است. مثلن ترانه سُرا می بیند "زانو" و "یارو" قافیه می شوند و به همبن شکل و با یکسان گرفتن مصوت بلند، "شادی" و "بازی" را قافیه می کند. اما بعضی از ترانه سرایان از این موضوع بی خبرند که "مصوت بلندِ ای" در پایان دو کلمه به تنهایی نمی تواند ایجاد قافیه کند و در حکم مصوت کوتاه است. زیرا هم کشیدگیِ کمتری نسبت به " ا " و " او " دارد و هم اینکه اکثر " ای "های پایانی کلمات نوعی پسوند یا حروف الحاقی محسوب می شوند. هفت-گاهی قافیه از لحاظ علمی ذرست و به جاست اما از آنجا که در ترانه سرایی با ملودی سر و کار داریم گاهی همین قافیه های درست را نیز نمی توان به کار برد. مثلن واژه های "شدٌت" و " زحمت" اگر چه از نظر علمی با هم قافیه اند اما در ترانه موسیقی مناسب برای قرار گرفتن در جایگاه قافیه را ندارند مگر اینکه به همراه ردیف به کار گرفته شوند.
      • حسین خزایی خالی از لطف نیست من که دارم استفاده می کنم گفتن یه مطالعه داشته باش .. البته قصد جسارت ندارم .. مانا باشی @};- @};-
  • سعید عباسی هوامو اما نداری دل من زيبا سرودين @};- @};- @};-