توهم

گفتم که گفته  باشم

بی من ستاره مرده

توی شبای تاریک

بارون به شیشه خورده

 

میرم که خسته ترشی

از درد این جدایی

بازم میگم ولی تو

میلی به من نداری

 

فکر میکنی که گرمی

از شعله ی شومینه

میرم بفهمی این حس

از گرمی صدامه

 

محتاج دست هامی

تو این نگاه برفی

وقتی هوای من رفت

باید اسیر شب شی

 

فکر میکنم که سرده

بی من ولی خیاله

دستای آب مرده

تو فکر آبیاره

 

حسی که ماه گفته

امشب باید بخوابه

واسه دل تو مرده

برای من بهاره

 

تنها نشد که رفتم

وای از زمونه خستم

تو گرمی از شومینه

کاش حستو نفهمم

 

سردم ازین جدایی

تو مثل یک رهایی

زندون زندگیتم

توو بند اشکهامی

 

وقتی که شب سیاهه

عکس تو روی ماهه

دل بی ستاره مرده

بارون به شیشه خورده

 

 

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: