یه عالمه شکاف

میخواستی تا همیشه ناجی قصه هام شی

رودفتردل من رنگ غزل بپاشی

میگفتی که میمونم تا ته آرزوهات

تا وقتی که غزل هس سر میزنم به رویات

شوق ترانه می شی تو شب بی واژگیم

غزل غزل سعادت میباری رو زندگیم

معطل شب نمی شی خودت می شی ستارم

نور می پاشی رو دنیام فقط با یه اشارم

چه صاف و ساده بودم از همه کس ساده تر

سادگیم همیشه واسم میشه درد سر

گفتی ولی نبودی آینه ی عاشقا

خاطره های دور و گذاشتیشون زیر پا

چه قصه ی قشنگی هر چی که گفتی لافه

بین ما تا همیشه یه عالمه شکافه

برو بدون که بین ستارمون دیواره

میونمون پنجره دیگه جایی نداره.

از این نویسنده بیشتر بخوانید: