آلزایمر

فراموشت کنم شاید بشه بازم سرِ پاشم

از هرچی یادت همراشه میخوام دیگه جدا باشم

نمی دونم که چند ساله تحمل کردم این دردو

تحمل کردم هر لحظه مدام این عشق نامردو

باید تکلیف احساسم با عشق تو مشخص شه

دلم رو پس بده تا از حضور تو مرخص شه

اگه این قائله بی من واست ختم به خیر میشه

بدون دل کندن این روزا واسم آسون تر از پیشه

گذشتن لحظه هایی که دلت جونش رو پام میزاشت

گذشتن،چون که احساست به من تاریخ مصرف داشت

دارم یخ میزنم بس که دلت نسبت به من سرده

چقدر تاریکه دنیامون،چشات خورشید و گم کرده

تو بی من راحتی،باشه،من از دنیای تو میرم

من آلزایمر می گیرم تا،نشه یاد تو زنجیرم

از این لحظه فراموشی،فراموشی و خاموشم

نمی خوام خاطرت هیچ وقت بشه دیگه هم آغوشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • دیگه چی دارم بگم غیر از به به :"> گذشتن لحظه هایی که دلت جونش رو پام میزاشت گذشتن،چون که احساست به من تاریخ مصرف داشت =D>
  • ما هم ديگه تو آكادمي به تيكه پراني عادت كرديم سعيده عالي بود كاش منم آلزايمر ميگرفتمو نوشتم از يادم ميرفت اگه ميدونستم براي نوشتن هم بايد مجازات شد دست به قلم نميشدم هيچ وقت مرسي @};- =D>
    • کامنتت مشکوک میزنه ها! :-? اول باید بگم ممنونم از حضورت و دوم اینکه اگه منظورت از تیکه پرانی و مجازات،نقد باشه من اینجوری به این موضوع نگاه نمی کنم و معتقدم لازمه ی پیشرفت تو هرکاری نقد شدنه(استاد شما خیلی واسه خودت بزرگش کردی :-) @};- )
  • سلام گلم..یه ترانه ی فوق العادع زیبا و پر از احساس..استاد عراقی اشکالاشو گفت عزیزم..فوق العاده زیبا بود..تبریک قبلاً لایک کرده بودم..ممنونم @};- @};-
  • سلام ممنونم ترانه ی با احساس و زیبایی است =D> =D>
  • سرکار خانم پور محمد سلام بسیار تصور نکنید آدم ایراد گیری هستم ولی حیفم می آید چند نکته ی کوچک را خدمتتان نگفته باشم. اول اینکه به نظر بنده وقتی یک ترانه بخصوص و یک شعر بطور کلی از یک خانم خوانده می شود باید خیلی بیشتر از این زنانه و دارای احساسات لطیف تری باشد . مثلا بکار بردن کلمه ی (نامرد) در یک شعر که سراینده ی آن یک خانم است خیلی خوب نیست یا اگر بکار می رود باید جوری باشد که خیلی به چشم نیاید این هنر شماست که اگر عرض بنده را قبول داشته باشید، مهارت بخرج بدهید و اینکار را بکنید این را بعنوان یک توصیه خدمتتان گفتم و اما کمی در مورد این ترانه در بیت اول : فراموشت کنم شاید بشه بازم سرِ پاشم از هرچی یادت همراشه میخوام دیگه جدا باشم در این بیت بخاطر این (از هرچی) می توانید در مصرع دوم بفرمایید: می خوام از خاطراتِ با تو بودن ها جدا باشم و در این بیت : نمی دونم که چند ساله تحمل کردم این دردو تحمل کردم هر لحظه مدام این عشق نامردو بجز آن واژه ی (نامرد) که گفتم یک کلمه ی زنانه نیست، کنار هم گذاشتن ( هر لحظه) و (مدام) خیلی قشنگ نیست. بیت دوم را می توانید اینطور بگویید: تحمل کردم و دیدم شبای ساکتِ سردُ در این بیت توجه بفرمایید: باید تکلیف احساسم با عشق تو مشخص شه دلم رو پس بده تا از حضور تو مرخص شه اگر به عنوان مثال اینجور بگویید کمی روانتر می شود : بیا تکلیفتُ با عشق و احساسم مشخص کن همین حالا منُ از محضر لطفت مرخص کن و یا همین حالا منُ از این قفس لطفا مرخص کن کمی بیشتر گله مندی بیشتری دارد. این بیت از نظر معنا کمی اشکال دارد: گذشتن لحظه هایی که دلت جونش رو پام میزاشت گذشتن،چون که احساست به من تاریخ مصرف داشت می دانم مصرع دوم را می خواهید داشته باشید و البته قشنگ هم هست ولی مصرع اول اشکال دارد (دلت جونش رو پام می ذاشت) خودتان این یکی را اصلاح کنید مثلا ( داشت) را با کاشت هم قافیه کنید . این مفهوم را که ( تو محبتت را در دلم کاشتی) را در آن مصرع بگنجانید. دارم یخ میزنم بس که دلت نسبت به من سرده چقدر تاریکه دنیامون،چشات خورشید و گم کرده تو بی من راحتی،باشه،من از دنیای تو میرم من آلزایمر می گیرم تا،نشه یاد تو زنجیرم از این لحظه فراموشی،فراموشی و خاموشم نمی خوام خاطرت هیچ وقت بشه دیگه هم آغوشم در بیت آخر هم آوردن دو بار ( فراموشی ) حشو متوسط است اگر آنرا هم کمی تغییر بدهی حتما بهتر می شود. با پوزش و با پوزش و با پوزش فراوان از شما دوست گرامی و ترانه سرای جوان که حتما روزی یکی از ترانه سرایان خوب خواهی شد . مرا ببخشید خودتان گفتید آمدم و آنچه به نظرم رسید گفتم پیروز باشی
    • سلام استاد عراقی عزیز واقعا از حضورتون و قبول دعوتم سپاسگذارم. در مورد بیت اول و ایرادی که بهش وارده کاملا موافقم همون طور که گفتم این ترانه واگذار شده و بیت اول رو در ورژن نهایی به این صورت ادیت کردم: فراموشت کنم شاید،بشه بازم سرِ پاشم کنارت از پا افتادم،نخواستم عاشقت باشم فکر کنم به این صورت مشکل ریتمش حل شده باشه و روون خونده بشه. و اما در مورد "نامرد" باید بگم به نکته ی ظریفی اشاره کردید! راستش تا به حال به این مورد فکر نکرده بودم که باید رو زنانگی لغات و مردونه نبودنشون دقت کنم! سعی میکنم من بعد رعایت کنم. تحمل کردم و دیدم شبای ساکتِ سردُ زیباست استاد،موافقم که به این صورت زیباتره. گذشتن لحظه هایی که دلت جونش رو پام میزاشت گذشتن،چون که احساست به من تاریخ مصرف داشت با نظرتون در مورد این بیت هم موافقم اما راستش خیلی باهاش کلنجار رفتم اما فقط تونستم به نظر خودم روون ترش کنم به این شکل: گذشتن لحظه هایی که دلت دنیاشو پام میزاشت گذشتن،چون که احساست به من تاریخ مصرف داشت از محضرتون بسیار استفاده کردم،باز هم ممنون که وقت گذاشتید و مشکلات این ترانه رو بهم گوش زد کردید :-) @};-
  • سلام سعيده ي عزيز ممنونم كه منو به خوندن ترانت دعوت كردي ترانه بسيار زيبايي بود اما اگه روي ريتمش بيشتر كار ميكردي خيلي بهتر ميشد موفق باشي @};-
    • سلام دوست عزیز ممنونم از حضورت،راستش این ترانه واگذار شده و به زودی در ورژن اجرا شده خواهید دید که تغییراتی رو روش اعمال کردم و "مصرع دوم بیت اول" به کل عوض شده تا روون تر خونده بشه،سعی کردم معایبش و برطرف کنم :-) @};-
  • عالی بود عزیزم تو فوق العاده ای.لایک @};- ت :-x
  • سعیده تو خیلی فوق العاده ایییییییییییی =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام سعیده جان تو محشری گلم خیلی عالیه ترانه ات ممنون از دعوتت موفق باشی گلم @};-
  • سلام آفرين. خوشم اومد صد البته كه لايك شد مرسي =D> :-x
  • زیبا و روون بود لذت بردم =D>
  • احساست به من تاریخ مصرف داشت عاشق این بیت شدم خیلی زیبا بود عزیزم
  • زیبا سروده اید /پاینده باشید
  • واقعا محتوای خیلی خوبی ساختی اینجــا ؛ "دارم یخ میزنم بس که دلت نسبت به من سرده" آفـــرین =D> __________________ خیلی جالبه اسم یکی از ترانه های دوستان که گذاشته بود تو این سایت با اسم یکی از ترانه های من یکی بود!!! همینجور داشتم فکر میکردم که چه اتفاق باحالی که به این ترانه رسیدم، مـــاجرا جالب تر شد وقتی دیدم اسم این ترانه تو هم با ترانه "آلــزایمر" من یکی هستش.... >> اصلا ما شاعرای بزرگـــــ و مطرح همینیم دیگه ... ;)) اتفاقی کارامون هم اسم میشه ;))
    • درود رضای عزیز خوشحالم که ترانه هامو دنبال میکنی. خودت اصل مطلبو گفتی دیگه! من چی بگم؟ : >> اصلا ما شاعرای بزرگـــــ و مطرح همینیم دیگه … ;)) اتفاقی کارامون هم اسم میشه ;))
  • ترانه زیبایی سرودی سعیده عزیز همیشه موفق باشی و شاد =D> =D> با مهر @};- @};-
  • زیبا بود و قافیه های خوبی هم داشت @};-
  • متشکرم آقای شمس،لطف دارید. فقط این قسمت از کلامتون و نگرفتم تیکه بود یا تعریف!: ;)) :دیگه به خوانش این وزن ترانه در آکادمی عادت کردم! در هر صورت ممنونم و موفق باشید :-) @};-
  • پر محتوا و با احساس؛ خوب بود خانم پور محمد؛ ديگه به خوانش اين وزن ترانه در آکادمي عادت كردم؛ موفق باشي
  • سلام! ترانه ی قشنگ و یکدستی بود ممنون! یه جاهایی هم زبونش طنز شده هاا این تیکه رو دوست دارم: " باید تکلیف احساسم با عشق تو مشخص شه دلم رو پس بده تا از حضور تو مرخص شه " همیشه خوب باشید
    • کامران جان،ممنونم از نظرت اما کاش میگفتی دقیقا کجاها زبونش طنز شده! :S تا جایی که من اطلاع دارم موقع نوشتن این ترانه کاملا حسم عاشقانه بود! به هرحال ممنونم از حضورت،موفق باشی :-) @};-
  • زنده باشی سعیده... ترانه خوبی بود هم نو بود هم زیبا... درود بر تو... @};-
  • man raazi bodam makhsooosan az vajhe haye jadidesh k booye kohnegi nemidad
  • خیلی زیبا واقعا بسیار زیبا @};- @};-
  • سلام ترانه رو خوندم بعد نظرات رو که دیدم ایرادهایی که میخوام بگیرم رو (آرش فرزین در ۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ ) خدمتتون رسونده بود. فقط درباره ی آلزایمر که وقتی آلزایمر اوردین واژه ی زنجیر باهاش مچ نمیشه یاد این بیت میفتم که در عین سادگی خیلی قشنگه: امشب به قصه ی دل من گوش می کنی فردا مرا چو قصه فراموش می کنی شاد باشین و شاعر @};-
  • دلم رو پس بده تا از حضور تو مرخص شه :-x کلمه ی مرخص رو خیلی دو داشتم این جا. ترانه ی خیلی خوبی بود... یا علی... @};- =D>
  • درود دوستم کار زیبایی بود/بدرود تا دوباره ها
  • خیلی از اسمش خوشم اومد. ترانه ی جالب و شیوایی بود آبجی. مرسی @};- @};- :-x
  • سعیده ی عزیز قلم و حسین می کنم @};- @};-
  • سلام سعيده جان زيبا بود بهت تبريك ميگم @};-
  • سلام سلام خانوم پور محمد خوشحالم که در اینجا زیارتتون می کنم. بی اغراق حس ترانه گویی از شما به من منتقل شد. به قول حضرت محمد که فرمودند:هر کس چیزی به من بیاموزد مرا برده ی خویش کرده. خواستم یادآوری کرده باشم تا یادم بمونه که اولین تیر ترانه های ناشکیبای من از شما بود. با تشکر راوی ============================= در مورد ترانه هاتون هم همیشه نظرم مثبت بوده و هست در پناه حق باشی @};-
    • مهرداد جان از لطف بی اندازه ای که نسبت به من داری از صمیم قلب ممنون و سپاس گذارم،منم خیلی خیلی خوشحالم که تو رو اینجا و در جمع دوستان شاعرم می بینم و خوشحالترم از اینکه به گفته ی خودت تونستم کمکی هرچند ناچیز بهت بکنم. امیدوارم همیشه موفق باشی و لطف خدا شامل حالت باشه دوست من :-) @};-
  • به قول محسن: یه روز بارون، یه روز آفتاب یه روز آروم یه روز بی تاب شما توی ترانه ی دیوار من بعد از هر نظر یه تشکر گذاشتید ولی این ترانه هنوز چیزی نگفتید. ممنون عالی بود
    • سجاد جان،ممنونم از حضورت و نظرت. :-) @};- این بار دیر تر فرصت کردم به سایت سر بزنم و نظراتتون با تأخیر پاسخ داده شد،از این بابت از همه عذر می خوام. :">
  • درود بر شما در کل ترانه ی زیباییه ... چند تا نکته رو با اجازه میگم : مصرع دوم در خوانِش " از هر چی " دچار مشکل میشه خواننده ... اگه بخوای درست و ریتم وار بخونیش باید اینجوری بشه = ازَرچی ... که درست نیست در این صورت. البته واژه ی بعدی هم برای تلفظ سخته ... یادت همراشه ... باید اینجوری خونده بشه یادِتَمراشه که باز درست نیست و باید واژه ها درست تلفظ بشن ... این نکته رو در چندین قسمت از ترانه تون دیدم که اگه برطرف کنید بسیار بهتر میشه ... مثال : تحمل کردم هر لحظه = تحمل کردمَر لحظه دلت جونش رو پام میذاشت ... در اصل اینجوری باید بیان بشه تا مفهوم رو خوب برسونه : دلت جونش رو به پام میذاشت ... که برای آهنگ ترانه این نکته رو نادیده گرفتید. فکر میکنم اگه به جای نام بیماری از واژه ی فراموشی استفاده می کردید بهتر توی ترانه تون می نشست ... فراموشی میگیرم تا ... در هر صورت اینها نظر منه و می تونه درست نباشه ... :) شاد باشید و نیک بمانید
    • دوست عزیز،ممنونم از نقدت.اتفاقا من خودم روی این نکته ای که گفتید(روان بودن ابیات در هنگام خوانش) خیلی وسواس به خرج میدم و دوست دارم اگه جایی در ترانه م چنین مشکلی داره گفته بشه،سعی میکنم برطرفشون کنم :-) @};-
  • سلام و درود بي اغراق بگم جز بيت اول بقيه ي ابيات عالي بود البته اين نظر شخصي منه و يكدونه غلط املايي ديدم تو نوشتتون يا علي
    • دوست عزیز ممنون از نظر خوبت،من دوباره ترانه رو چک کردم اما غلط املایی به چشمم نخورد،کاش میگفتید منظورتون کدوم کلمه س! :S
      • درود /ساید منظور دوست خوبم اینه: میزاشت
      • "ميزاشت" غلطه آبجي گذشتن لحظه هايي كه دلت جونش رو پام ميذاشت
      • آهان! اوکی دوست عزیز،حالا متوجه شدم،میذاشت درسته... ممنون از توجهت :-) @};-
  • سلام و درود... ترانه تونو خوندم و بسیار لذت بردم... ممنون که می سرایید... بدرود @};-
  • ممنون ترانه ی با احساسی بود
  • درود سعیده جان.این ترانه ی زیبا را که خواندم یاد یکی از ترانه های خودم افتادم... اون غریبه ای که این کوچه رو یادش نمیره خواست با این دوری بجنگه بلکه آرووم بگیره شاید این خاطره ها رو بشه قسمت بکنه شاید اینجا یه شبی با خوشی بارون بگیره دوست داشتم ترانه ات را. =D> =D> =D> با احترام.مهسا @};- @};- @};- @};-
  • سلام سعیده جان ترانه ی قشنگ و بااحساسی بود موفق باشی @};- :-x
  • درود خانم پور محمد عزیز ترانه ی بسیار با احساس و زیبایی از شما خوندم . دست مریزاد با مهر == @};-
  • عزیز دلم کارت حرف نداشت عالی بود ترانه هات بی نظیره @};- =D> @};-
  • عالی عالی عالی ... @};- @};- @};- اینقدر ابیات زیبا داشت که نامردی ه یکی ش رو بیارم و بگم خوشم اومد . ولی از طرفی نامردی نگم تاریخ مصرف محشر بود !
  • salam ziba bood movafaq bashi @};-