قاب عکس
دارم دست می کشم هر شب
به روی قابی از عکست
نوازش می کنم موتو
می بوسم هر دوتا دستت
توو رویای خودم غرقم
حواسم نیس توو کابوسم
تو خیلی وقته که نیستی
دارم دستاتو می بوسم
با دلتنگی هم آغوشم
مثه بارونه پاییزی
خبر دارم که عشقت رو
یه جایِ دیگه می ریزی
امیدوارم که خوشبختی
بیاد بال و پرت باشه
هوا سرده عزیزِ من
کلاهت رو سرت باشه
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد