دلهره
کاری از سالها دور،در بازار بی ترانه گی ،تنها به بهانه ی حضور در کنار دوستان صداو احساس و واژه.
اگه از پیشم بری، عمر غزل کم می شه ها
چشای ترانه هام، اسیر شبنم می شه ها
اگه از پیشم بری، آینه ها کم میارن
بعد تو حوصله ی ثانیه هارم ندارن
نکنه بری پرپر شه دل رنگین کمون
سرد و تاریک و سیا شه آسمون قصه مون
آخر دلهره شه، خواب تموم عاشقا
ترس و شب مرگی بیفته توی جون آدما
بری و جاده بمیره، دیگه بعد رفتنت
پرسه له له بزنه، واسه دوباره دیدنت
اگه از پیشم بری، دریا با ماهی بد می شه
خونه های ماهیا، اسیر جزر و مد می شه
اگه تو بری دیگه، خا طره ی برگ و نسیم
میره از یادمون و مثل گذشته نمی شیم
نرو از پیشم،بمون، تا ته دنیای جنون
شبای ستاره رو به راه غربت نکشون.
قول مردونه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی