یه سیگار و یه چای تلخ …
یه سیگارو یه چای تلخ
که از تو یادگاری هست
چقدر راحت بهم گفتی
رسیدیم آخر بن بست
یه سیگار و یه چای تلخ
اتاقِ خالی و تنها
به آینه وعده دادم که
شاید بیرون برم فردا
ولی درگیرِ فِکراتم
تِراسِ این اتاق درده
هنوزم باورش سخته
بگِم عشقم چه نامرده
یه سیگار و یه چای تلخ
برام عادت شده هر روز
من این روزا رو ول کردم
برایِ دیدنِ دیروز
یه سیگار و یه چای تلخ
هوایِ کافه رو داره
چرا فکر تو یک لحظه
من و راحت نمیزاره
یه سیگار و یه چای تلخ
همه وقتامو پر کردن
تمومه لحظه ها بی تو
چقدر کشدارن و سردن
اتاقم پر شد از لیوان
تویِ لیوانا سیگارِ
آخه این مردِ سیگاری
شبا تا صبح بیداره
یه سیگار و یه چای تلخ
یه دفتر شعرِ تنهایی
یه پک میگیرم از سیگار
به یادِ عشقِ رویایی
(کیوان اخوان حریری)
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد