جرمم ترانه بود!
تو مشت میشیو ، من صورتی کبود/ تو این نزاع تلخ ، جرمم ترانه بود!
بدجوری دلخوری ، از این گلایه هام/ لحن کنایمو ، حرفای بی صدام!
باشه! از این به بعد ، دردامو میخورم/ احساس نفرته ، حتی تظاهرم!
من تو نگفته هام ، هی حبس میشمو/ نه مثل قبلنا ، برعکس میشمو!
از شاعرانگی ، خب دست میکشم/ رو به تحملت ، بن بست میکشم!
قلبت رو با سکوت ، هی دار میزنم/ آبی به این دل ، تب دار میزنم!
غرق عذابیو ، درگیر دلهره/ گوش خیالم از ، نشنیدنت پره!
من هرز میرم از ، این بی ترانگی/ با تو از این به بعد، ممنوع زندگی!
جا داره از دوست عزیزم علیرضا روشنی به خاطر بازنگری این کار تشکر کنم!
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد