برزخ

سکوت داره منو میکشه

یه چیزی بگو قبل از اینکه بری

ببین بعض من گیر این گفتنه

بذار بشکنه این دم آخری

 

حواست به تاریکی جاده نیست

داری میری از فکر من دور شی

داری میری ومثل هر رفتنی

منو تا کجا با خودت میکشی

 

 

خودم خواستم عاشقت باشم و

تو روزاتو با دیگری سر کنی

نمیدونی این حس چه بیرحمه که

بخوای این همه درد و باور کنی

 

یکی مثل تو دور ازاین ماجراست

یکی مثل من با خودش دشمنه

یه عاشق فقط واسه ی عشقشه

اگه قید  احساسشو    میزنه

 

منو تو پراز ترس دلبستنیم

نباید مسیری به ما باز شه

تو باید بری تا یکی مثل من

همین جا واسش برزخ آغاز شه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: